بگشايم . پس خالد از أو پيمانها گرفت وأو را سوگندها داد ورها كرد تا داخل قلعه شد ودر قلعه را گشود وخالد ولشكرش داخل شدند ، پس أكيدر هشتصد استر ودو هزار شتر وچهار صد زره وپانصد شمشير به خالد داد وبه خدمت پيغمبر فرستاد والتماس صلح كرد ورسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم قبول التماس أو نمود وبا أو مصالحه كرد كه هر سال جزيه بدهد ودر أمان باشد « 1 » .
ودر بعضي كتب معتبره وارد شده است كه : پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در جنگ تبوك دو ماه ماند ومعلوم شد كه خبري كه به حضرت رسيده بود كه پادشاه روم ارادهء جنگ آن حضرت كرده غلط بوده است ، وچون خبر قدوم حضرت به هرقل رسيد مردى از قبيلهء غسان را به خدمت آن جناب فرستاد كه مشاهده نمايد آثاري كه در كتب سابقه خوانده است براي پيغمبر آخر الزمان در آن جناب هست يا نه ؟ چون آن شخص به خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسيد وشمايل وأوصاف واخلاق آن جناب را مشاهده نمود وبسوى هرقل برگشت وآنچه ديده بود ذكر كرد ، هرقل قوم خود را طلبيد وگفت : اوصافى كه ما در كتب خواندهايم در اين مرد هست بيائيد تا به أو ايمان آوريم ، قوم أو امتناع بسيار كردند وأو بر پادشاهى خود ترسيد ودر باطن ايمان آورد وبه قوم خود اظهار اسلام نكرد وبه جنگ رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم هم نيامد وآن حضرت نيز از جانب حق تعالى رخصت جنگ نيافت وبسوى مدينه معاودت فرمود « 2 » .
ودر آن سفر معجزات بسيار از سيد أنبياء صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به ظهور آمد :
أول - در تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام مروى است از علي بن الحسين عليه السّلام كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم متوجه غزوهء تبوك شد وأمير المؤمنين عليه السّلام را در مدينه خليفه فرمود ، منافقان توطئه كردند رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را در راه وعلي عليه السّلام را در مدينه به قتل رسانند وجميع مسجدهاى خدا را كه به نور اين دو چراغ شاهراه هدايت معمور بود خراب
هامش
( 1 ) . رجوع شود به ارشاد شيخ مفيد 1 / 154 وإعلام الورى 122 وأبواب غزوهء تبوك از جلد پنجم دلائل النبوة .
( 2 ) . بحار الأنوار 21 / 251 به نقل از المنتقى في مولود المصطفى . ونيز رجوع شود به مغازى 3 / 1018 - 1019 .