خواند وفرمود : اى گروه مردمان ! آنچه من كردم بهتر بود يا آنچه شما مىگفتيد ؟ اكنون چندين برابر آنچه به ايشان دادم در روز حنين براي من آوردند وگروه بسيار به اسلام در آمدند ، بحق آن خداوندى كه جان محمد در دست قدرت اوست كه من دوست مىدارم كه نزد من آن قدر مال باشد كه به هر كس ديهء أو را بدهم تا مسلمان شود « 1 » .
وعياشى به سند ديگر روايت كرده است كه : در روز قسمت حنين مردى از أنصار گفت : اين چه قسمت است كه پيغمبر مىكند ؟ خدا هرگز چنين قسمتى را نخواهد ! پس يكى از صحابه به أو گفت : اى دشمن خدا ! آيا در حق رسول خدا چنين سخن مىگوئى ؟
وبه خدمت حضرت آمد وسخن آن انصارى را نقل كرد ، پس حضرت فرمود : برادرم موسى عليه السّلام را قوم أو زيادة از اين آزار كردند وأو از براي خدا صبر كرد ؛ وحضرت در روز حنين به هر مردى از « مؤلفة قلوبهم » صد شتر داد « 2 » .
وشيخ مفيد وشيخ طبرسى وساير محدثان خاصه وعامه روايت كردهاند از أبو سعيد خدري وغير أو كه : در روز حنين كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم قسمت غنيمتها مىفرمود ، مردى از بنى تميم كه أو را ذو الخويصره مىگفتند به خدمت آن حضرت آمد وگفت : يا رسول اللّه ! عدالت كن در قسمت كردن .
رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : واي بر تو ! اگر من عدالت نكنم كي عدالت خواهد كرد ؟
پس عمر بن خطاب گفت : يا رسول اللّه ! مرا رخصت بده كه أو را گردن بزنم .
حضرت فرمود : بگذار أو را كه أو أصحابي چند خواهد داشت كه شما نمازهاى خود را در جنب نماز ايشان كم خواهيد شمرد وروزهء خود را در جنب روزهء ايشان حقير خواهيد دانست وپيوسته قرآن خواهند خواند وقرآن ايشان از گردن ايشان بالاتر نخواهد رفت واز اسلام بيرون خواهند رفتن چنانكه تير از نشانه بدر مىرود ، وعلامت ايشان مرد سياهى خواهد بود كه بر يكى از بازوهاى أو گوشتى مانند پستان زنان آويخته باشد ،
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 92 .
( 2 ) . تفسير عياشى 2 / 92 .