تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1233

مساهمون:

ص١٢٣٣
ودختران محافظت كنندگان تو أسير ودر بندند وما از تو مالي طلب نمىكنيم بلكه زنان وفرزندان خود را طلب مىكنيم ؛ وپيش از آمدن ايشان حضرت بسيارى از أسيران را در ميان صحابه قسمت كرده بود ، چون خواهرش با أو سخت گفت وشفاعت ايشان كرد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : نصيب خود را ونصيب فرزندان عبد المطلب را به تو بخشيدم اما آنچه از ساير مسلمانان است تو خود از آنها شفاعت كن به حق من بر ايشان شايد ببخشند . چون آن حضرت نماز ظهر ادا فرمود دختر حليمة برخاست وسخن گفت وهمه از براي رعايت حضرت أسيران ايشان را بخشيدند بغير از اقرع بن حابس وعيينة بن حصن كه ايشان ابا كردند از بخشيدن وگفتند : يا رسول اللّه ! اين قوم از ما زنان بسيار أسير كرده‌اند وما زنان ايشان را پس نمىدهيم ، پس حضرت فرمود براي حصهء ايشان در ميان أسيران قرعه بيندازند ؛ وفرمود : خداوندا ! نصيب ايشان را پست گردان ؛ پس نصيب يكى از ايشان خادمي افتاد از بنى عقيل ونصيب ديگرى خادمي افتاد از بنى نمير ، چون ايشان نصيب خود را چنين ديدند ايشان نيز بخشيدند . واما زنانى كه پيشتر قسمت شده بودند ، فرمود : هر كه دست از نصيب خود بردارد أول غنيمتى كه بهم رسد من شش فريضة به أو مىدهم ؛ پس همهء مردان وزنان وفرزندان ايشان را پس دادند . پس دختر حليمة شفاعت كرد نزد آن حضرت در حق مالك بن عوف ، وحضرت شفاعت أو را قبول كرد وفرمود : اگر أو به نزد ما بيايد در أمان است ، پس أو به خدمت حضرت آمد ورسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مالش را به أو رد كرد وصد شتر نيز به أو بخشيد « 1 » . وروايت كرده‌اند كه : حضرت در روزى كه سبىها را در وادى أوطاس قسمت فرمود امر كرد كه ندا كنند در ميان مردم كه زنان حامله را جماع نكنند تا وضع حمل ايشان بشود وزنان غير حامله را جماع نكنند تا يك حيض ببينند « 2 » .
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 120 - 121 . ( 2 ) . مجمع البيان 3 / 19 .