به عمره بست وبعد از فارغ شدن از عمره بسوى مدينه برگشت ومعاذ بن جبل را أمير أهل مكة نمود ؛ وبه روايت ديگر عتاب بن أسيد را والى گردانيد ومعاذ بن جبل را با أو گذاشت كه مسائل دين را تعليم أهل مكة نمايد « 1 » .
وابن بابويه به سند صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : هيچ روز بر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم دشوارتر از روز حنين نگذشت به سبب آنكه أكثر قبائل عرب در آن جنگ اتفاق بر عداوت آن حضرت نموده بودند « 2 » .
وشيخ طبرسى وديگران روايت كردهاند كه : از جمله سبىها كه در حنين گرفته بودند دختر حليمة دايهء رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بود ، چون أو را در بالاى سر حضرت بازداشتند گفت :
من خواهر تو ، دختر حليمهام كه مرا أسير كردهاند .
حضرت رداى مبارك خود را براي أو پهن كرد وأو را روى أو نشاند وبا أو بسيار سخن گفت وأحوال بسيار از أو سؤال نمود « 3 » .
وبه روايت معتبر ديگر : چون برادرش را آوردند اين قدر تعظيم نفرمود كه آن دختر را فرمود ، از سبب آن پرسيدند ، فرمود : آن دختر نسبت به پدر ومادر خود نيكوكارتر بود « 4 » .
پس شيخ طبرسى روايت كرده است كه : چون گروه هوازن در جعرانه به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسيدند ومسلمان شدند گفتند : يا رسول اللّه ! ما را اصلى وعشيرهاى هست وبر تو مخفى نيست بلا وشدتي كه ما را دريافته است پس منت گذار بر ما تا خدا منت گذارد بر تو ، پس خطيب ايشان برخاست وأو را زهير بن صرد مىگفتند وگفت : يا رسول اللّه ! اگر ما شير داده بوديم حارث بن أبي شمر يا نعمان بن منذر را وبعد از آن بر ما دست مىيافتند چنانكه تو بر ما دست يافتهاى هرآينه احسان بسيار به ما مىكردند وتو از همه كس نيكوترى ودر اين حظيرها خالههاى تو ودختران خالههاى تو ومحافظت كنندگان تو
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 121 - 122 .
( 2 ) . علل الشرايع 462 ، ودر آن بجاى حنين ، خيبر ذكر شده است .
( 3 ) . إعلام الورى 120 . ونيز رجوع شود به مغازى 3 / 913 وتاريخ طبري 2 / 171 .
( 4 ) . كافى 2 / 161 .