وپشيمان شد وگفت : استغفار مىكنم از خدا وتوبه مىكنم وديگر چنين نخواهم كرد « 1 » .
وشيخ طبرسى روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در باب أهل قلعهء طايف با أصحاب خود مشورت فرمود ، سلمان فارسي گفت : يا رسول اللّه ! من چنان مصلحت مىدانم كه منجنيقى نصب كنيد بر قلعهء ايشان ، پس حضرت امر فرمود كه منجنيقى ساختند ودو دبه بر آن نصب كردند ، پس أهل قلعه آتشى انداختند ودبهها را سوختند ؛ پس حضرت امر فرمود كه درختان انگور ايشان را قطع كردند وسوزاندند ، سفيان بن عبد اللّه ثقفى از بالاى قلعه ندا كرد كه : چرا مالهاى ما را قطع مىكنى اگر تو بر ما غالب شوى مال تو خواهد بود واگر تو غالب نشوى از براي خدا ورحم ، مال ما را واگذار ؛ پس حضرت فرمود : وامىگذارم از براي خدا ورحم « 2 » .
وروايتي وارد شده است كه : محاصرهء رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أهل طايف را سى شب شد يا نزديك به آن ، پس برگشت وبعد از آن گروه أهل طايف آمدند ومسلمان شدند « 3 » .
شيخ طوسي به سند معتبر از أبو ذر روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در وقتي كه رسولان أهل طايف به خدمت آن حضرت آمده بودند فرمود : بخدا سوگند كه يا نماز را برپا مىداريد وزكات را ادا مىكنيد يا مىفرستم بر شما مردى را كه بمنزلهء جان من است وخدا ورسول را دوست مىدارد وخدا ورسول أو را دوست مىدارند تا شمشير بر سر شما فرود آورد ، پس گردن كشيدند براي اين فضيلت أصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ، پس حضرت دست علي بن أبي طالب را گرفت وبلند كرد وفرمود كه : اين است آن مرد ؛ پس أبو بكر وعمر گفتند : ما نديده بوديم هرگز فضيلتى براي كسى مثل آنكه امروز از براي على ديديم « 4 » .
ودر أحاديث معتبره از طريق خاصه وعامه منقول است كه : حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام
هامش
( 1 ) . خرايج 1 / 118 - 119 .
( 2 ) . إعلام الورى 117 ؛ مغازى 3 / 927 - 928 .
( 3 ) . إعلام الورى 118 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 264 .
( 4 ) . امالى شيخ طوسي 579 .