تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1223

مساهمون:

ص١٢٢٣
وشيخ مفيد از عبد الرحمن بن عوف روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أهل طايف را محاصره نمود ، ده روز يا هفده روز قلعه مفتوح نشد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سوار شد در وقت گرمى هوا وفرمود : أيها الناس ! من شفيع شما وفرط شمايم ووعده‌گاه من وشما حوض كوثر است وشما را در باب عترت وأهل بيت خود وصيت به خير مىكنم ؛ پس فرمود : بحق آن خداوندى كه جانم بدست قدرت اوست كه البتة برپا داريد نماز را وبدهيد زكات را يا مىفرستم بسوى شما مردى را كه از من باشد وبمنزلهء جان من باشد تا گردنهاى شما را بزند وفرزندان شما را أسير كند . پس بعضي از مردم گمان كردند كه آن مرد أبو بكر است وبعضي گمان كردند كه عمر است ، پس دست علي بن أبي طالب عليه السّلام را گرفت وگفت : آن مرد اين است « 1 » . وأيضا شيخ طوسي به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از جنگ هوازن فارغ شد به نزد قلعهء طايف رفت وأهل « وج » را چند روز محاصره كرد ، پس ايشان التماس كردند كه : از سر قلعهء ما برخيز تا رسولان ما به نزد تو آيند وبا تو شرطها بكنند ، حضرت چون به مكة آمد رسولان ايشان به خدمت حضرت آمدند وگفتند : مسلمان مىشويم اما قبول نماز وزكات نمىكنيم ، حضرت فرمود : خيرى نيست در ديني كه در آن ركوع وسجود نباشد ، بحق آن خداوندى كه جانم در قبضهء قدرت اوست كه البتة برپا مىداريد نماز را ومىدهيد زكات را واگر نه مىفرستم بسوى شما مردى را كه از من بمنزلهء جان من است تا بزند گردن مردان شما را وأسير كند فرزندان شما را ؛ پس دست علي بن أبي طالب عليه السّلام را گرفت وبلند كرد وگفت : اين است آنكه گفتم . چون آن جماعت برگشتند به طايف وخبر دادند ايشان را به آنچه از حضرت شنيده بودند ايشان اقرار كردند به نماز واقرار كردند به هر شرطي كه حضرت بر ايشان گرفت ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : هيچ أهل مملكتي وأمتي بر من عاصى نمىشوند مگر
هامش
( 1 ) . در كتب شيخ مفيد كه در دسترس ما بود يافت نشد ؛ امالى شيخ طوسي 504 روزهاى محاصره را 18 يا 19 روز ذكر نموده است .