روز مقرر شد كه اگر شرط ضمان در عارية بكنند لازم شود « 1 » - پس أو زرهها را داد وحضرت بر أصحاب خود قسمت فرمود وروانه شد با دو هزار نفر از لشكر مكة وده هزار نفر از آنها كه با خود آورده بود « 2 » .
وبيرون رفتن آن حضرت در آخر ماه رمضان يا أول ماه شوال سال هشتم هجرت بود « 3 » .
وشيخ مفيد روايت كرده است كه : حضرت متوجه جنگ حنين شد با ده هزار كس پس أكثر مسلمانان چنان گمان مىبردند كه مغلوب نخواهند شد به سبب بسيارى لشكر مسلمانان ووفور تهيه واسلحهء ايشان ، وأبو بكر در آن روز گفت : عجب لشكرى جمع شدهاند امروز ما مغلوب نخواهيم شد ، وچشم زد لشكر را - ورسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه :
چشم زدند لشكر مرا ، وياورى كه از أو به مسلمانان رسيد در آن روز اين بود وحق تعالى خواست بر ايشان ظاهر كند كه نصرت شما بر بسيارى لشكر واسلحه نيست بلكه به أعانت ويارى من است ، واعتماد بر غير حق تعالى نبايد كرد - پس چون در برابر لشكر كفار آمدند با قبح وجوه گريختند وكسى بغير از ده نفر در خدمت حضرت نماند كه نه نفر ايشان از بني هاشم ودهم ايشان أيمن پسر امّ أيمن بود وأو شهيد شد ، وآن نه نفر ثابت قدم ماندند تا آنكه گريختگان به تدريج برگشتند وملحق شدند وحق تعالى در باب چشم زدن أبو بكر فرستاد آن آية را
إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ . . .
ومؤمنانى كه خدا با پيغمبر ياد كرد كه سكينهء خود را بر ايشان فرستاد : أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السّلام بود با هشت نفر ديگر از فرزندان هاشم كه يكى عباس بود وجانب راست حضرت را داشت ، وفضل پسر عباس در جانب چپ حضرت بود ، وأبو سفيان پسر حارث كه پسر عم حضرت بود نه پدر معاوية ، أو زين استر حضرت را داشت در هنگامى كه استر رم كرده بود وقرار نمىگرفت ، وحضرت أمير المؤمنين عليه السّلام در پيش روى حضرت شمشير مىزد وكفار را از آن حضرت دفع
هامش
( 1 ) . رجوع شود به تاريخ طبري 2 / 167 .
( 2 ) . مجمع البيان 3 / 18 ؛ تاريخ طبري 2 / 167 .
( 3 ) . مجمع البيان 3 / 18 .