بود « 1 » - ودر روز حنين يارى داد شما را در وقتي كه تعجب آورد شما را بسيارى لشكر ، پس بسيارى لشكر هيچ فايدهاى نبخشيد شما را ومنهزم شديد وزمين گشاده بر شما تنگ شد پس پشت گردانيديد گريختگان » ،
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ
« 2 » « پس فرستاد خدا آرام خود را بر پيغمبرش وبر مؤمنان وفرستاد لشكرها - از ملائكة - كه شما آنها را نديديد وعذاب كرد آنها را كه كافر بودند - به كشته شدن وأسير شدن وغارت يافتن - واين است جزاى كافران » « 3 » .
ودر أحاديث معتبره از امام رضا عليه السّلام منقول است كه : « سكينه » بادي است خوشبو ونيكو كه از بهشت مىوزد وصورتي دارد مانند صورت آدمي وبا پيغمبران مىباشد « 4 » .
وعلي بن إبراهيم روايت كرده است : مردى از بنى نضر بن معاوية كه أو را شجرة بن ربيعه مىگفتند بعد از آنكه أسير شد در دست مسلمانان از ايشان مىپرسيد كه : كجا رفتند آن اسبان أبلق وآن مردان سفيدپوش كه بر آنها سوار بودند ؟ ما بدست آنها كشته شديم وشما را در ميان آنها مانند خالى مىديديم از كمي ، اكنون آنها را در ميان شما نمىبينيم ؛ مسلمانان گفتند : آنها ملائكة بودند كه خدا به يارى ما فرستاده بود . آنچه مذكور شد موافق روايت علي بن إبراهيم بود « 5 » .
وشيخ طبرسى روايت كرده است كه : چون حضرت خواست كه متوجه حنين شود عرض كردند كه : صفوان بن اميّه صد زره دارد ، حضرت فرستاد واز أو طلبيد ، أو گفت : يا محمد ! آيا به غصب مىگيرى زرههاى مرا ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : نه بلكه به عارية مىگيرم به شرط آنكه اگر تلف شود من تاوان بدهم - ودر أحاديث واقع شده است كه از آن
هامش
( 1 ) . رجوع شود به معاني الأخبار 218 وكافى 7 / 463 ومجمع البيان 5 / 17 .
( 2 ) . سورهء توبه : 25 و 26 .
( 3 ) . تفسير قمى 1 / 286 - 288 .
( 4 ) . من لا يحضره الفقيه 2 / 246 ؛ كافى 4 / 206 ؛ مجمع البيان 3 / 17 - 18 .
( 5 ) . تفسير قمى 1 / 288 .