تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1175

مساهمون:

ص١١٧٥
وقت ومرا خبر داد كه على بر دشمن غارت برده است وحسد عمرو بن عاص را بر على حسد خود ناميده است وكنود به معنى حسود است وأو بود كه حب خير يعنى محبت زندگانى أو شديد بود كه از درندگان مىترسيد « 1 » - وبه روايت ديگر به جاى عمرو خالد بن وليد مذكور است در همهء مواضع « 2 » . وبه روايت علي بن إبراهيم « كنود » به معنى كفران كنندهء نعمت است ، وانسان كه كفران را به أو نسبت داده است أبو بكر وعمر وعمرو بن عاص است كه مىگفتند در اين راه شير ودرنده بسيار است برگرد واز راه متعارف برو « 3 » . پس شيخ مفيد روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خبر فتح حضرت علي عليه السّلام را به أصحاب خود نقل كرد با صحابه به استقبال آن جناب بيرون رفت وصحابه از دو طرف راه صف كشيدند ، وچون نظر حضرت شاه ولايت بر خورشيد سپهر نبوت افتاد خود را از أسب به زير افكند وبه خدمت حضرت شتافت وقدم سعادت شميم وركاب ظفر انتساب آن حضرت را بوسيد ، پس حضرت فرمود : يا علي ! سوار شو كه خدا ورسول أو از تو راضيند ، پس حضرت أمير عليه السّلام از شادى اين بشارت گريان شد وبه خانه برگشت ومسلمانان غنيمتهاى خود را گرفتند . پس حضرت از بعضي از لشكر پرسيد كه : چگونه يافتيد أمير خود را در اين سفر ؟ گفتند : بدى از أو نديديم وليكن امر عجيبى از أو مشاهده كرديم كه در هر نماز كه با أو اقتدا كرديم سورهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
در آن نماز خواند ، حضرت فرمود كه : يا علي ! چرا در نمازهاى واجب بغير
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
نخواندى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! به سبب آنكه آن سوره را بسيار دوست مىدارم ، حضرت فرمود : خدا نيز تو را دوست مىدارد چنانكه تو آن سوره را دوست مىدارى . پس حضرت فرمود : يا علي ! اگر نه آن بود كه مىترسم كه در حق تو طايفه‌اى از أمت من بگويند آنچه نصارى در حق عيسى گفتند ، هرآينه سخنى چند در مدح تو مىگفتم
هامش
( 1 ) . خرايج 1 / 168 . ( 2 ) . تفسير فرات كوفي 591 و 592 . ( 3 ) . رجوع شود به تفسير قمى 2 / 439 .