تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1174

مساهمون:

ص١١٧٤
على مرد بىخبرى است واطلاعى بر اين راهها ندارد وما اين راهها را از أو بهتر مىدانيم ودر اين راه كه أو مىرود درنده بسيار هست واز درندگان آزار به لشكر زيادة از دشمنان خواهد رسيد از أو سؤال كنيد كه از اين جاده برگردد . چون سخن أو را به حضرت عرض كردند فرمود : هر كه أطاعت خدا ورسول مىكند مىبايد از پى من بيايد وهر كه ارادهء مخالفت خدا ورسول خدا دارد به هر راه كه خواهد برود ، پس ساكت شدند ودر خدمت حضرت رفتند واز دره‌ها وكوهها در شبها مىرفت وروزها در واديها پنهان مىشد وحق تعالى درندگان را مانند گربه‌ها ذليل ومنقاد آن حضرت گردانيده بود كه ضررى به مسلمانان نمىرسانيدند تا به نزديك مشركان رسيدند ، پس فرمود كه دهنهاى چهارپايان را بستند كه صدا از آنها ظاهر نشود وايشان را بازداشت وخود نزديك رفت ، چون عمرو ديد كه ظفر نزديك شد گفت : در اين دره گرگ وكفتار ودرندگان بسيارند با على سخن بگوئيد كه ما را رخصت دهد كه از وادى بالا رويم ، پس أبو بكر رفت ودر اين باب با حضرت سخن گفت وحضرت متوجه جواب أو نشد وبرگشت ، پس عمرو عمر را گفت كه : تو بر أو استيلاى بيشتر دارى برو وبا أو سخن بگو ، أو نيز گفت وجواب نشنيد ، پس عمرو گفت : ما چرا خود را هلاك كنيم به گفتهء أو ؟ بيائيد تا از وادى بالا رويم . مسلمانان گفتند : حضرت پيغمبر فرموده است كه ما أطاعت على بكنيم ، مخالفت أو نمىكنيم كه أطاعت تو بكنيم « 1 » . در اين سخن بودند كه صبح طالع شد وحضرت بىخبر بر ايشان تاخت وظفر يافت وأكثر مردان ايشان را كشت وزنان وأطفال ايشان را أسير كرد وبقيهء مردان ايشان را به زنجيرها وريسمانها بست ، وبه اين سبب آن جنگ را « غزوهء ذات السلاسل » ناميدند ، واز آن موضع كه جنگ واقع شد تا مدينه پنج منزل راه بود ، ودر همان صبح كه غارت واقع شد حضرت از خانه بيرون آمد ونماز صبح را با مردم ادا كرد ودر ركعت أول سورهء عاديات را تلاوت نمود وچون فارغ شد فرمود : اين سوره‌اى است كه خدا بر من فرستاده است در اين
هامش
( 1 ) . ارشاد شيخ مفيد 1 / 163 - 165 .