رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أبو بكر وعمر از آن حضرت غصب كردند « 1 » .
مؤلف گويد : روايت ديگر كه مؤيد اين روايت در فتح فدك است در بابهاى معجزات گذشت .
ودر كتاب اختصاص به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : امّ أيمن نزد عمر وأبو بكر شهادت داد كه : من روزى در خانهء فاطمه عليها السّلام نشسته بودم كه جبرئيل نازل شد وگفت : يا محمد ! برخيز كه خدا امر كرده است كه ملك فدك را براي تو خط بكشم به بال خود ، پس حضرت برخاست ورفت وبعد از اندك زماني برگشت ؛ فاطمه پرسيد : به كجا رفتى اى پدر ؟ فرمود : جبرئيل براي من به بال خود مملكت فدك را خط كشيد وحدودش را به من نمود ومرا امر كرد كه تسليم تو نمايم ، پس حضرت فدك را به أو تسليم كرد ومرا وعلي بن أبي طالب را گواه گرفت « 2 » .
مترجم گويد : قصهء فدك وغصب آن بعد از اين مفصل مذكور خواهد شد ان شاء اللّه .
كلينى وشيخ مفيد به سندهاى حسن ومعتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه :
چون پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خيبر را فتح نمود در دست ايشان گذاشت وبا ايشان مقاطعه به نصف كرد نخلستان وأراضي را ، چون وقت رسيدن ميوه شد عبد اللّه بن رواحه را فرستاد كه تخمين كرد ميوهها وزراعت ايشان را وحضرت به ايشان فرمود : اگر خواهيد شما به اين تخمين قبول كنيد وحصهء ما را بدهيد واگر خواهيد ما برداريم وحصهء شما را بدهيم ؛ ايشان گفتند : به اين عدالت آسمان وزمين برپاست « 3 » .
وقطب راوندى روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر سر خيبر رفت يهودان چهار هزار سوار از قبيلهء غطفان كه همسوگند ايشان بودند به مدد خود طلبيده بودند ، چون حضرت نزديك خيبر فرود آمد كسى صدا زد در ميان قبيلهء غطفان كه برگرديد بر قبيلهء خود كه دشمن بر سر شما آمده است ، چون ايشان برگشتند بسوى قبيلهء
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 186 .
( 2 ) . اختصاص 183 - 184 .
( 3 ) . كافى 5 / 266 ؛ تهذيب الأحكام 7 / 193 ؛ امالى شيخ طوسي 342 .