تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1130

مساهمون:

ص١١٣٠
حضرت داده وبا أو عتاب كردند ، أو سوگند ياد كرد كه كليدها نزد من است ودر سبدى گذاشته‌ام وسبد را در صندوقى گذاشته‌ام وصندوق را در خانهء محكمى پنهان كرده‌ام ودرش را قفل زده‌ام ؛ چون به آن خانه رفت وملاحظه كرد قفلها را به حال خود يافت وكليدها را نديد ، پس برگشت وگفت : من اكنون دانستم كه أو پيغمبر است زيرا كه من كليدها را مضبوط كرده بودم ، وچون أو را ساحر مىدانستم آيه‌اى چند از تورات براي دفع سحر أو بر آن قفلها خوانده بودم واكنون همه به حال خود است وكليدها نيست ، اكنون دانستم كه أو ساحر نيست . پس به خدمت حضرت برگشتند وگفتند : كي داد كليدها را به تو ؟ فرمود : آن كسى داد كه ألواح را به موسى داد ، جبرئيل براي من آورد . پس در قلعه را گشودند وبه خدمت آن جناب آمدند وبعضي مسلمان شدند وحضرت مالشان را خمس گرفت وبه ايشان گذاشت ، وهر كه مسلمان نشد اموالش را تصرف نمود ، پس آية نازل شد كه
وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
« 1 » حضرت از جبرئيل پرسيد : ذي القربى كيست وحق أو چيست ؟ گفت : فدك را به فاطمه عليها السّلام بده كه ميراث اوست از مادرش خديجة وخواهرش هند دختر أبى هاله . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به مدينه برگشت وفاطمه عليها السّلام را طلبيد ومالها را تسليم أو كرد وآية را بر أو خواند . فاطمه عرض كرد : يا رسول اللّه ! آنچه از من است به تو گذاشتم . حضرت فرمود : بعد از من با تو منازعه خواهند كرد ؛ پس صحابه را طلبيد ودر حضور ايشان أموال را با املاك فدك تسليم حضرت فاطمه كرد . فاطمه عليها السّلام مالها را بر مسلمانان قسمت فرمود وهر سال قوت خود را از فدك برمىداشت وباقي حاصل را بر مسلمانان قسمت مىكرد تا آنكه بعد از وفات حضرت
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء : 26 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1130 | العلامة المجلسي