ايشان شويد تا ده نفر از اشراف ايشان به گرو بگيريد كه در قلعهء شما باشند كه اگر بر محمد ظفر نيابند نروند تا برگردانند به شما عهد وپيمانى را كه ميان شما ومحمد بوده است زيرا كه هرگاه قريش بگريزند وبر محمد ظفر نيابند محمد با شما جنگ خواهد كرد وشما را خواهد كشت .
كعب گفت : با ما نيكى كردى ونهايت خيرخواهى نمودى ، ما از قلعه بيرون نمىرويم تا از ايشان گرو نگيريم « 1 » .
وبه روايت شيخ طبرسى : به أبو سفيان گفت : شنيدهام كه بنو قريظة از نقض عهد پشيمان شده وبه نزد محمد فرستادهاند كه ما ده نفر از اشراف قريش به گرو مىگيريم وبه تو مىدهيم كه ايشان را بكشى وبا تو موافقت مىكنيم در جنگ ايشان شايد از ما راضى شوى « 2 » .
ودر قرب الإسناد به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود : آنچه من از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت كنم البتة واقع است ، واگر از آسمان به زير افتم يا مرغ مرا بربايد دوستتر مىدارم از آنكه دروغ بر آن حضرت ببندم ، واگر از خود چيزى بگويم در جنگ شايد توريه كنم براي مصلحت زيرا كه مدار جنگ بر خدعه ومكر است ، بدرستى كه چون خبر رسيد به حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه بنو قريظة به نزد أبو سفيان فرستادهاند كه : هرگاه شما با محمد ملاقاة كنيد ما شما را مدد خواهيم كرد ؛ حضرت خطبهاى خواند وفرمود : بنى قريظة به نزد ما فرستادهاند كه چون ما با أبو سفيان ملاقاة كنيم ما را مدد وأعانت كنند . چون اين خبر به أبو سفيان رسيد گفت :
يهود با ما در مقام مكرند « 3 » ؛ ويك باعث گريختن ايشان اين بود .
شيخ مفيد وشيخ طبرسى روايت كردهاند كه : لشكر قريش در ناحيهء خندق نزول كردند
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 2 / 179 - 182 .
( 2 ) . مجمع البيان 4 / 344 ودر آن « ده نفر » ذكر نشده است ؛ ودر مغازى 2 / 481 - 482 والمنتظم 3 / 235 هفتاد نفر ذكر شده است .
( 3 ) . قرب الإسناد 133 .