تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 977

مساهمون:

ص٩٧٧
أبى طالب » « 1 » . وشارح ديوان حضرت أمير عليه السّلام بعد از آنكه قصهء لا فتى را به سند بسيار روايت كرده است گفته است كه روايت كرده‌اند كه : باز در روز أحد اين ندا به حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسيد :
ناد عليّا مظهر العجائب * تجده عونا لك في النّوائب
كلّ غمّ وهمّ سينجلي * بولايتك يا عليّ يا عليّ يا عليّ
« 2 » مؤلف گويد : اشهر آن است كه نداى « ناد عليا » در جنگ خيبر شد چنانكه بعد از اين مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . عياشى به سند معتبر از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون مسلمانان در روز أحد گريختند حضرت ندا كرد كه : خدا مرا وعده داده است كه بر همهء أديان غالب گرداند ؛ أبو بكر وعمر گفتند : ما را گريزاند وباز ريشخند ما مىكند « 3 » . ابن شهرآشوب از كتب معتبرهء عامه روايت كرده است كه : در روز أحد شانزده ضربت عظيم به بدن مبارك حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام رسيد در وقتي كه در پيش روى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شمشير مىزد ودفع كفار از آن حضرت مىكرد ودر هر ضربتي بر زمين مىافتاد وجبرئيل آن حضرت را بلند مىكرد « 4 » وبه سند ديگر از طريق مخالفان از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت فرمود : در روز أحد شانزده ضربت خوردم كه در چهار ضربت از آنها بر زمين افتادم ودر هر مرتبه مرد خوش‌روى خوشبوئى مىآمد وبازوهاى مرا مىگرفت ومرا برپا مىداشت ومىگفت : حمله كن بر ايشان كه تو در طاعت خدا ورسولي وهر دو از تو راضيند ، چون بعد از جنگ به حضرت عرض كردم گفت : يا علي ! خدا ديده‌ات را روشن
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسي 143 . ( 2 ) . بحار الأنوار 20 / 73 . ( 3 ) . تفسير عياشى 1 / 201 . ( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب 2 / 273 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 977 | العلامة المجلسي