تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 975

مساهمون:

ص٩٧٥

فصل در مزيد تأييد آنچه مذكور شد از دليرى وجان سپارى جناب أمير المؤمنين عليه السّلام در آن جنگ

وآزارها كه به آن حضرت رسيد ودر بيان جبن وخذلان آن مخذولان كه مخالفان ايشان را عديل آن جناب مىدانند ابن بابويه از طريق مخالفان روايت كرده است از عامر بن واثلة كه : أمير المؤمنين عليه السّلام در روز شورى گفت : بخدا سوگند مىدهم شما را كه آيا در ميان شما كسى هست كه جبرئيل در حقّ أو گفته باشد مثل آنچه در شأن من گفت در روز أحد كه : يا محمد ! مىبينى مواسات على را براي تو وحضرت فرمود : أو از من است ومن از اويم ، پس جبرئيل گفت : من از شمايم ؟ همه گفتند : نه . باز فرمود : سوگند مىدهم شما را كه در ميان شما كسى هست كه نه كس از بنى عبد الدار را در ميان مبارزه كشته باشد ، پس صواب حبشي مولاي ايشان آمد ومىگفت : بخدا سوگند نمىكشم به عوض آقايان خود غير محمد را ودهانش كف كرده بود وديده‌هايش سرخ شده بود وهمه از أو ترسيديد وجرأت نكرديد كه در برابر أو بايستيد ومن در برابر أو ايستادم وأو در عظمت جثه مانند گنبد عظيمى بود ، پس دو ضربت در ميان من وأو رد وبدل شد وآخر أو را به دونيم كردم كه پاها ورانهايش بر زمين ايستاده بود ونيم بالايش را جدا كردم ومسلمانان بسوى أو نظر مىكردند واز روى تعجب
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 975 | العلامة المجلسي