پس حضرت باقر عليه السّلام فرمود : قزمان جنگ بسيار كرد در أحد وشش يا هفت نفر از مشركان را كشت ، چون از جراحت بسيار مانده شد أو را برداشتند وبه خانههاى بنى ظفر بردند ، پس مسلمانان به أو گفتند : بشارت باد تو را اى قزمان كه امروز جهاد بسيار كردى ، قزمان گفت : چه بشارت مىدهيد مرا ؟ ! جنگى كه كردم براي حميت قوم خود كردم نه براي اسلام واگر حميت ونام وننگ نمىبود جنگ نمىكردم ، چون جراحتهاى أو شديد بود تيرى از كنانهء خود بيرون آورد وخود را به آن تير كشت « 1 » .
دهم - قطب راوندى از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام روايت كرده است كه : در جنگ أحد دست عبد اللّه بن عتيك را جدا كردند وأو در شب دست بريدهء خود را آورد وحضرت دست أو را چسبانيد ودست مبارك بر آن ماليد ، دستش درست شد « 2 » .
يازدهم - بعضي روايت كردهاند از ربيعة بن الحارث كه : چون مصعب بن عمير كه علمدار أنصار بود كشته شد حق تعالى ملكي را به صورت مصعب فرستاد كه علم را نگاهداشت ، چون در آخر روز حضرت به أو گفت : پيش رو اى مصعب ، ملك گفت : يا رسول اللّه ! من مصعب نيستم ؛ حضرت در آن وقت دانست كه أو ملكي است كه خدا براي تقويت أو فرستاده است « 3 » .
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 84 - 85 . ونيز رجوع شود به تاريخ طبري 2 / 73 وسيرهء ابن هشام 3 / 88 .
( 2 ) . خرايج 2 / 506 ؛ قصص الأنبياء راوندى 310 .
( 3 ) . طبقات ابن سعد 3 / 89 ؛ المنتظم 3 / 167 . وروايت در هر دو مصدر از عبد اللّه بن الفضل بن العباس بن ربيعة بن الحارث بن عبد المطلّب نقل شده است .