عياشى نيز به اين مضمون حديثي در تفسير آية از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است « 1 » .
دوم - قطب راوندى روايت كرده است كه : چون در روز أحد جنگ منقضى شد أولياء شهدا كشتگان خود را بار شتران كردند كه بسوى مدينه بياورند ، هرگاه شتران را رو به مدينه مىگردانيدند شتران مىخوابيدند وچون رو به جنگگاه روانه مىكردند مىدويدند ؛ چون واقعه را به خدمت حضرت عرض كردند فرمود : حق تعالى آرامگاه ايشان را اينجا قرار داده چنانكه فرموده است
قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ
« 2 » پس هر دو نفر را در يك قبر دفن كردند بغير از حمزه عليه السّلام كه أو را تنها در يك قبر گذاشتند « 3 » .
سوم - روايت كرده است كه : در آن جنگ به حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام چهل جراحت رسيده بود ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آب در دهان مبارك خود كرد وبر آن جراحتها افشاند همه برطرف شد به نحوى كه اثرى باقي نماند « 4 » .
چهارم - تيرى از مشركان به چشم قتادة رسيد وحدقهاش بر رويش آويخت وحضرت به دست مبارك خود آن را به جاى خود گذاشت واز أول نيكوتر شد « 5 » .
پنجم - چون شمشير أمير المؤمنين عليه السّلام از بسيارى محاربه شكست حضرت جريدهء خشكى از درخت خرما به دست گرفت وحركت داد ، ذو الفقار شد ، پس به آن حضرت داد وبه هر كه مىزد أو را به دونيم مىكرد « 6 » .
مؤلف گويد : اين نقل مخالف أحاديث بسيار است كه دلالت مىكند بر آنكه ذو الفقار از
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 205 .
( 2 ) . سورهء آل عمران : 154 .
( 3 ) . خرايج 1 / 148 .
( 4 ) . خرايج 1 / 148 .
( 5 ) . خرايج 1 / 148 ؛ مغازى 1 / 242 ؛ سيرهء ابن هشام 3 / 82 .
( 6 ) . خرايج 1 / 148 .