تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 954

مساهمون:

ص٩٥٤
جمال نبوي را ديدند كه از بالاى عقبه طالع گرديد از ظلمات مصيبت به نور بشارت درآمدند وجانى در تن وروانى در بدن ايشان در آمده به جانب عقبه دويدند ، وآن حضرت را بشارت سلامت مىدادند « 1 » - وچون حضرت داخل مدينه شد وزنان مدينه را بر آن حال مشاهد كرد ايشان را دعاى خير كرد وفرمود كه : داخل خانه‌ها شويد وبدنهاى خود را بپوشانيد وفرمود كه : خدا مرا وعده داده كه دين مرا بر همهء دينها غالب گرداند وخلاف وعدهء خود نخواهد كرد ؛ پس حق تعالى اين آيات را فرستاد
وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ
تا آخر آيات كه گذشت « 2 » . وكلينى به سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون مسلمانان در روز أحد گريختند ، غضب شديدي بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مستولى شد وعادت آن حضرت چنان بود كه چون غضب بر آن حضرت مستولى مىشد عرق مانند مرواريد از جبين مبين أو مىريخت ، پس نظر كرد وعلي عليه السّلام را در پهلوى خود ديد ، از روى غضب فرمود كه : چرا با خويشان خود نرفتى كه مرا گذاشتند وگريختند ؟ حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام گفت : يا رسول اللّه ! من از تو جدا نمىشوم ودر هر كار پيروى تو مىكنم . حضرت فرمود كه : پس اينها را از من دور كن . حضرت شمشير كشيد ومانند شير در ميان آن كافران افتاد وايشان را مىكشت ومىانداخت . پس نظر كرد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وجبرئيل را ديد كه در ميان زمين وآسمان بر كرسي طلا نشسته است مىگويد « لا سيف الّا ذو الفقار ولا فتى الّا عليّ » « 3 » . مؤلف گويد كه : در روايت ابن بابويه آن سخن أول حديث با أبو دجانة بود نه با أمير المؤمنين وآن انسب است « 4 » .
هامش
( 1 ) . عبارتى كه بين دو خط تيره مىباشد در مصدر ذكر نشده است . ( 2 ) . كافى 8 / 318 . ( 3 ) . كافى 8 / 110 . ( 4 ) . علل الشرايع 7 .