ودروغگو را ، پس در آن حالت خوابى بر ايشان مستولى گردانيد كه نزديك شد كه بر زمين افتند ، ومنافقان كه تكذيب آن حضرت مىكردند قرار نمىگرفتند وعقلهاى ايشان پريده بود وسخنان واهى مىگفتند وآنچه در خاطر ايشان بود بىاختيار اظهار مىكردند ، پس طايفهء أول كه خدا فرمود مؤمنانند وطائفهء دوم منافقان « 1 » .
ودر وصف ايشان فرموده است
يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ
يعنى : « گمان مىبرند به خدا گمان ناروا مانند گمان كافران جاهليت - كه مىگفتند مهم محمد به اتمام نخواهد رسيد - مىگويند - بر سبيل انكار - كه : آيا هست ما را از ظفر ونصرت بهرهاى ؟
بگو - اى محمد - امر همه از خداست وهمه به تقدير اوست پنهان مىكنند در خاطر خود آنچه آشكار نمىكنند براي تو » ،
يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ
« 2 » « مىگويند منافقان در خلوت با يكديگر كه : اگر ما را اختياري مىبود بيرون نمىآمديم وكشته نمىشديم در اينجا ، بگو - اى محمد - كه : اگر مىبوديد - اى منافقان - در خانههاى خود هرآينه بيرون مىآمدند آنها كه در أزل نوشته شده است بر ايشان كشته شدن بسوى كشتنگاه خود » .
كلينى به سند حسن روايت كرده است از حضرت صادق عليه السّلام كه : چون مردم در روز أحد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را در معركه گذاشتند وگريختند ، حضرت رو به ايشان گردانيد ومىفرمود : منم محمد ومنم رسول خدا كشته نشدهام ونمردهام ، پس أبو بكر وعمر ملتفت شدند به جانب آن حضرت در أثناء گريختن وگفتند : الحال ما را نيز ريشخند مىكند ؛ بعد از آنكه همهء لشكرش گريختند وبا آن حضرت نماند كسى بغير از أمير المؤمنين عليه السّلام وأبو دجانهء انصارى پس حضرت دعا كرد أبو دجانة را وفرمود : اى أبو دجانة ! برو من تو را از بيعت خود رها كردم اما على پس أو من است ومن اويم ، پس أبو دجانة گريست وسر
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 1 / 120 - 121 .
( 2 ) . سورهء آل عمران : 154 .