تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 945

مساهمون:

ص٩٤٥
ودختر عبد اللّه بن ابىّ بن سلول « 1 » را به عقد خود در آورده بود واز حضرت مرخص شد كه براي دامادى آن شب در مدينه بماند ، ودر آن شب دخول كرد با زن خود ، ودر باب رخصت أو اين آية نازل شد
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذا كانُوا مَعَهُ عَلى أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 2 » يعنى : « نيستند مؤمنان مگر آنان كه ايمان آورده‌اند به خدا ورسول أو ، وچون باشند با رسول بر كار جمع‌آورنده - يعنى مهمى كه بحسب شرع بايد ايشان را جمع شدن - براي آن نمىروند از نزديك آن حضرت تا وقتي كه رخصت طلبند از أو ، بدرستى كه آنان كه رخصت مىطلبند از تو ايشانند آنان كه ايمان كامل آورده‌اند به خدا ورسول أو ، پس چون طلب رخصت كنند از تو اين مؤمنان خالص براي اصلاح بعضي از كارهاى خود پس رخصت ده هر كه را خواهى از ايشان وطلب آمرزش كن از براي ايشان از خدا ، بدرستى كه خدا آمرزنده ومهربان است » ، پس رخصت داد أو را رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ، ودر آن شب با أهل خود نزديكى كرد وچون صبح شد به يادش آمد كه حضرت مشغول جنگ است وأو مشغول عيش ! پس با جنابت شمشير برداشت وبه جانب أحد روان شد ، وچون خواست از خانه بيرون رود ، زنش فرستاد وچهار نفر از أنصار را طلبيد وگفت : گواه باشيد كه حنظله با من مقاربت كرده است ؛ وايشان از حنظله اقرار شنيدند ، پس به آن زن گفتند : چرا چنين كردى ؟ گفت : زيرا كه در اين شب خواب ديدم كه گويا آسمان شكافته شد وحنظله به آسمان داخل شد وبعد از آن آسمان بهم پيوسته ، واز اين خواب دانستم كه أو شهيد مىشود ، پس گواه گرفتم كه اگر فرزندى بهم رسد بدانند كه از اوست . وچون به معركهء قتال رسيد أبو سفيان را ديد كه بر اسبى سوار است ودر ميان معركه جولان مىكند ، شمشير كشيد وبه جانب أبو سفيان دويد وبر أو حمله كرد واسبش را پى
هامش
( 1 ) . در مصدر « عبد اللّه بن أبي سلول » ذكر شده است . ( 2 ) . سورهء نور : 62 .