كردم ؛ ودر آن موضع مسجدى بنا كردند وحضرت زنجيرى در گردن آن آهوها براي نشانه بست وفرمود كه : حرام كردم گوشت شما را بر صيّادان « 1 » .
وبه روايت ديگر نقل كردهاند كه زيد بن ثابت گفت : واللّه من آهوها را در بيابان ديدم تسبيح وذكر « لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه » مىگفتند ، وگويند كه نام صاحب آهو أهيب بن سماع بود « 2 » .
دوازدهم - صفار وشيخ مفيد وراوندى وابن بابويه به سندهاى موثق ومعتبر بسيار از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نشسته بود ناگاه شترى آمد ونزديك آن حضرت خوابيد وسر را بر زمين گذاشت وفرياد مىكرد ، عمر گفت : يا رسول اللّه ! اين شتر تو را سجده كرد وما سزاوارتريم به آنكه تو را سجده كنيم .
حضرت فرمود : بلكه خدا را سجده كنيد ، اين شتر آمده است وشكايت مىكند از صاحبانش ومىگويد كه : من از ملك ايشان بهم رسيدهام وتا حال مرا كار فرمودهاند واكنون كه پير وكور ونحيف وناتوان شدهام مىخواهند مرا بكشند ؛ واگر امر مىكردم كه كسى براي كسى سجده كند هرآينه امر مىكردم كه زن براي شوهر خود سجده كند « 3 » .
پس حضرت فرستاد وصاحب شتر را طلبيد وفرمود كه : اين شتر چنين از تو شكايت مىكند .
گفت : راست مىگويد ما وليمهاى داشتيم وخواستيم كه آن را بكشيم .
حضرت فرمود : آن را مكشيد .
صاحبش گفت : چنين باشد « 4 » .
وبه سند معتبر از جابر انصارى روايت كردهاند كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از جنگ ذات الرقاع برگشت ونزديك مدينه رسيد ناگاه ديدند كه شترى رها شده ودويد تا
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 132 .
( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 132 ؛ دلائل النبوة 6 / 35 ، ودر هر دو مصدر « زيد بن أرقم » ذكر شده است .
( 3 ) . بصائر الدرجات 351 - 352 ؛ قصص الأنبياء راوندى 287 ؛ اختصاص 296 .
( 4 ) . قصص الأنبياء راوندى 288 ؛ بصائر الدرجات 348 ؛ اختصاص 296 .