تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
ورحمة للمؤمنين ولا يزيد الظّالمين الّا خسارا » ، پس اين دعا را خواندند وأصحاب خود را امر فرمودند كه اين دعا را بخوانند وفرمود : بخوريد ، وبعد از آن فرمود كه : حجامت كنيد « 1 » . ودر روايت ديگر وارد شده است : آن زن زينب دختر حارث وزن سلام بن مسلم بود وبشر بن براء بن معرور پيش از آنكه حضرت از آن طعام ميل كند لقمه‌اى خورد ودر آن ساعت مرد ومادر أو در مرض آخر آن حضرت به خدمت آن حضرت آمد ، حضرت فرمود : اى مادر بشر ! آن طعامي كه من در خيبر خوردم كه پسر تو به آن طعام هلاك شد پيوسته عود مىكرد تا آنكه در اين وقت رگ دل مرا پاره كرد ؛ وأكثر گفته‌اند كه چهار سال بعد از آن طعام به مساكن كرام رحلت فرمود ؛ وبعضي گفتند بعد از سه سال « 2 » . ودر بصائر الدرجات به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : زنى از يهود حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را زهر خورانيد در ذراع گوسفند زيرا كه آن حضرت ذراع وكتف گوسفند را دوست مىداشت وران آن را كراهت داشت زيرا كه به محلّ بول نزديك است ، وچون گوسفند بريان را براي آن حضرت آورد از ذراع آن بسيارى ميل كرد پس ذراع به سخن آمد وگفت : يا رسول اللّه ! مرا به زهر آلوده‌اند ؛ پس ترك خوردن كرد وآن زهر پيوسته بدن آن حضرت را در هم مىشكست تا به عالم بقا رحلت فرمود وهيچ پيغمبر ووصىّ پيغمبر نيست مگر آنكه بشهادت از دنيا مىروند « 3 » . دهم - شيخ طوسي از زيد بن ثابت روايت كرده است كه : ما گروهى از صحابه در بعضي غزوات با رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بيرون رفتيم ، در اثناى راه اعرابى آمد ومهار ناقهء خود را در دست داشت ودر خدمت حضرت ايستاد وگفت : السلام عليك يا رسول اللّه ورحمة اللّه وبركاته . حضرت فرمود كه : وعليك السلام .
هامش
( 1 ) . امالى شيخ صدوق 186 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 127 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 128 . ( 3 ) . بصائر الدرجات 503 .