تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
پس حضرت فرمود گرگان را كه : برباييد ؛ وصاحبان گوسفند را فرمود كه : مال خود را ضبط كنيد . واگر راضى مىشدند كه حصّه‌اى از براي آنها قرار كنند تا روز قيامت زيادة از آنچه آن حضرت قرار كرده بود در گوسفندان تصرف نمىكردند « 1 » . پانزدهم - صفار وغير أو روايت كرده‌اند از حضرت صادق عليه السّلام كه : در شبى كه منافقان بر عقبه ايستادند كه ناقهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را رم دهند ناقة به امر خدا با سيّد أنبيا سخن گفت وعرض كرد كه : بخدا سوگند مىخورم كه اگر مرا پاره پاره كنند بغير جاى پاى خود پا به جاى ديگر نخواهم گذاشت « 2 » . شانزدهم - راوندى وابن شهرآشوب روايت كرده‌اند كه : روزى آن حضرت داخل باغ مردى از أنصار شد وگوسفندى چند در آن باغ بودند ، چون آن گوسفندان نظر بسوى آن حضرت كردند به سجده افتادند ، أبو بكر گفت : ما نيز تو را سجده كنيم ؟ فرمود : از براي غير خدا سجده كردن روا نيست « 3 » . هفدهم - ابن بابويه وراوندى روايت كرده‌اند كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نشسته بود با بعضي از صحابه ، ناگاه اعرابى آمد كه بر ناقهء سرخى سوار بود وبر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سلام كرد پس يكى از حاضران گفت : اين ناقة كه اعرابى بر آن سوار است از أو نيست ودزديده است ، ناگاه ناقة به سخن آمد وگفت : يا رسول اللّه ! بحقّ آن خداوندى كه تو را با كرامت فرستاده است سوگند مىخورم كه اعرابى مرا ندزديده است وكسى بغير اين اعرابى مرا مالك نشده است . حضرت فرمود : اى اعرابى ! تو چه گفتى كه خدا ناقة را به عذر تو گويا گردانيد ؟ اعرابى گفت : اين دعا خواندم « اللّهمّ انّك لست باله استحدثناك ولا معك اله أعانك على خلقنا ولا معك ربّ فيشركك في ربوبيّتك وأنت ربّنا كما تقول وفوق ما يقول القائلون أسألك ان تصلّي على محمّد وآل محمّد وان تبرّئني ببراءتي » ، پس حضرت فرمود : بحقّ
هامش
( 1 ) . رجوع شود به بصائر الدرجات 348 وقصص الأنبياء راوندى 288 واختصاص 295 . ( 2 ) . رجوع شود به بصائر الدرجات 349 واختصاص 297 . ( 3 ) . خرايج 1 / 39 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 135 ؛ البداية والنهاية 6 / 150 .