وگفتند : چگونه بدانيم تو رسول خدايى ؟
حضرت كفى از سنگريزه برداشت وفرمود كه : اينها گواهى مىدهند بر پيغمبرى من . پس سنگريزهها به سخن آمدند وتسبيح خدا گفتند وگواهى بر پيغمبرى آن حضرت دادند « 1 » .
واز انس منقول است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كفى از سنگريزه در دست گرفت ودر دست آن حضرت تسبيح كردند ، پس آنها را در دست أمير المؤمنين عليه السّلام ريخت ودر دست آن حضرت نيز تسبيح گفتند به نحوى كه ما شنيديم ، پس در دست ما ريخت وتسبيح نكردند « 2 » .
سى وپنجم - راوندى روايت كرده است از أبو أسيد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روزى با عمّ خود عباس گفت كه : فردا تو وفرزندان تو در خانه باشيد كه مرا با شما كارى هست ؛ چون صبح شد حضرت به خانهء ايشان رفت وايشان را نزديك طلبيد وبراي ايشان دعا كرد وصداى آمين از عتبهء درگاه وديوارهاى خانه بلند شد « 3 » .
سى وششم - كلينى وراوندى وابن شهرآشوب وغير ايشان روايت كردهاند از حضرت صادق عليه السّلام كه : مردى فوت شد وخواستند قبر أو را بكنند هرچه بيل وكلنگ مىزدند كنده نمىشد ، آمدند وبه خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عرض كردند ، حضرت فرمود : اين مرد خوش خلق بود نبايست قبر أو به دشوارى كنده شود ، پس خود حاضر شد وقدح آبى طلبيد ودست مبارك خود را در آن قدح داخل كرد وبر زمين قبر پاشيد به اعجاز آن حضرت چنان شد كه چون كلنگ مىزدند مانند ريگ فرو مىريخت « 4 » .
ودر روايت ديگر فرمود كه : دعا كرد آن حضرت وبعد از آن به آسانى كندند .
سى وهفتم - راوندى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم براي بعضي از جنگها از مدينه بيرون رفته بود ، در هنگام مراجعت در بعضي
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 126 .
( 2 ) . خرايج 1 / 47 .
( 3 ) . خرايج 1 / 47 ؛ دلائل النبوة 6 / 71 .
( 4 ) . خرايج 1 / 91 ؛ كافى 2 / 101 . ونيز رجوع شود به كتاب الزهد 25 - 26 وقرب الإسناد 74 - 75 .