دختر ! حق تعالى فدك را به پدر تو داده است وأو را مخصوص به آن گردانيده است ومسلمانان را در آن بهرهاى نيست ، وهرچه خواهم در آن مىتوانم كرد ، ومادر تو خديجة مهرى بر من داشت ومن فدك را به عوض آن به تو بخشيدم كه از تو باشد وبعد از تو از فرزندان تو باشد ، پس پوستى طلبيد وحضرت أمير المؤمنين عليه السّلام را حاضر گردانيد وگفت : بنويس كه فدك نحله وبخشش رسول خدا است براي فاطمه ، وگواه گرفت علي بن أبي طالب وامّ أيمن را ، وفرمود كه : امّ أيمن زنى است از أهل بهشت .
پس أهل فدك به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمدند وبا ايشان مقاطعه نمود كه هر سال بيست وچهار هزار دينار بدهند « 1 » كه به حساب اين زمان تقريبا سه هزار وششصد تومان باشد .
سى وهشتم - راوندى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بسوى « جعرانه » برگشت در جنگ حنين وقسمت كرد غنائم را در ميان صحابه ، ومردم از پى بىآن حضرت مىرفتند وسؤال مىكردند وحضرت به ايشان مىداد تا آنكه ملجأ كردند آن حضرت را كه بسوى درختى رفت وبه درخت پشت خود را چسبانيد وباز هجوم آوردند وآن حضرت را آزار مىكردند تا آنكه پشت مباركش مجروح شد وردايش بر درخت بند شد ، پس از پيش درخت به سوى ديگر رفت وفرمود كه : رداى مرا بدهيد واللّه اگر به عدد درختان مكة من گوسفند داشته باشم همه را در ميان شما قسمت خواهم كرد ومرا ترسنده وبخيل نخواهيد يافت ، پس در ماه ذىقعده از جعرانه بيرون آمد ، واز بركت پشت مبارك آن حضرت هرگز آن درخت را خشك نديدند وپيوسته تر وتازه بود در همهء فصل كه گويا هميشه آب بر آن مىپاشيدند « 2 » .
سى ونهم - ابن شهرآشوب از ابن مسعود وغير أو روايت كرده است كه : چون در خدمت آن حضرت طعام مىخوردند صداى تسبيح از طعام مىشنيدند « 3 » .
هامش
( 1 ) . خرايج 1 / 112 .
( 2 ) . خرايج 1 / 98 .
( 3 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 125 ؛ دلائل النبوة 6 / 62 .