تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
نزديك يكديگر رويد وملحق گرديد به يكديگر تا آن حضرت در عقب شما قضاى حاجت خود بكند ؛ چون زيد آن ندا را كرد ، به امر الهى آن دو درخت از زمين كنده شدند وبسوى يكديگر بسرعت روانه شدند مانند دو دوست كه سألها از يكديگر جدا مانده باشند وبا نهايت اشتياق يكديگر را ديده باشند وبه يكديگر چسبيدند مانند عاشق ومعشوق كه در زمستان در زير لحاف يكديگر را دربرگيرند . پس حضرت به عقب آن دو درخت رفت وبه قضاى حاجت نشست ، بعضي از منافقان گفتند : ما به عقب درختها مىرويم كه أو را مشاهده كنيم ، چون به آن جانب رفتند درختها به آن طرف گرديدند تا به هر جانب كه مىرفتند درختها به آن جانب مىگرديدند ، گفتند : بايد هر جمعى از طرفي بايستيم وبر دور أو حلقه زنيم ، چون چنين كردند درختها پهن شدند وبه مثابهء انبوه « 1 » از همه جانب آن حضرت را در ميان گرفتند تا از حاجت خود فارغ گرديد وبرخاست به لشكر خود برگشت وزيد بن ثابت را فرمود : برو به نزد درختها وبگو به ايشان كه : رسول خدا امر مىكند شما را كه به جاهاى خود برگرديد ، چون ايشان را ندا كرد بسرعت به جاهاى خود معاودت كردند مانند كسى كه از سوارهء تندرو شمشير كشيده‌اى كه قصد كشتن أو را داشته باشد گريزد . پس منافقان گفتند : هرگاه نگذاشت أو را بر آن حال مشاهده كنيم بيائيد برويم ومدفوع أو را ببينيم كه مانند مدفوع ماست يا نه ، چون رفتند هيچ اثر از آن موضع نيافتند ، وچون أصحاب آن حضرت از مشاهدهء آن أحوال متعجب گرديدند از آسمان ندا رسيد به ايشان كه : آيا تعجب كرديد از سعى كردن آن درختان بسوى يكديگر ؟ ! بدرستى كه سعى كردن ملائكة با كرامتهاى خدا بسوى دوستان محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وعلي عليه السّلام تندتر است از سعى اين دو درخت بسوى يكديگر ، وگريختن زبانه‌هاى آتش در قيامت از دوستان ايشان وبيزارى جويندگان از دشمنان ايشان زيادة از گريختن اين دو درخت است از يكديگر . معجزهء پنجم - آن است كه مردى از قبيلهء ثقيف كه أو را حارث بن كلده مىگفتند وبه
هامش
( 1 ) . أنبوبه : لوله .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 486 | العلامة المجلسي