اشعار را انشاء كرد :
ألذّ حياتي وصلكم و لقاكم * و لست ألذّ العيش حتّى أراكم
و ما استخشيت « 1 » عيني من الناس غيركم * و لا لذّ في قلبي حبيب سواكم
على الرأس و العينين جملة سعيكم * و من ذا الذي في فعلكم قد عصاكم
وها أنا محسوب عليكم بأجمعي * و روحي و مالي يا حبيبي فداكم
و ما غيركم في الحب يسكن مهجتي * و إن شئتم تفتيش قلبي فهاكم « 2 »
يعنى : لذّت داد زندگى مرا وصل و ملاقات شما ، و من نيستم كسى كه لذّت زندگانى را ببينم تا اينكه شما را ببينم .
و نترسيد چشم من از مردمان غير از شما ، و دل من ذلّت نبرد از هيچ دوستى غير از شما .
بالاى سر و چشمهايم مىگذارم همهء كوشش شما را ، و كيست كسى كه در كار شما نافرمانى كند شما را .
و آگاه باشيد كه من همهء چيزهايم در حساب شما گذارده شده ، همهء چيز من و جان من و مال من اى دوست من فداى شما .
و نيست غير از شما دوستى كه در دل من جاى گيرد ، اگر بخواهيد تفتيش كنيد دل مرا
هامش
( 1 ) در البحار : استحسنت
( 2 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 16 ص 24 - 25 .