تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
فصحاء و بلغاء خسته مىشوند از وصف كردن شأنى از شؤون امام ، يا فضيلتى از فضيلت‌هاى او ، كو عقل‌هائى كه بتواند امام را بشناسد ؟ و كو آن‌كسى كه بتواند ؟ همه اقرار به تقصير خود مىكنند . چگونه مىتوانند همهء صفات او را وصف كنند ، يا كنه صفات او را تعريف كنند ، يا بيابند كسى را كه قائم‌مقام او باشد ، و بىنياز كند مانند بىنياز كردن او ؟ نه چنين است ، چنين كسى پيدا نمىشود ، و از كجا پيدا شود . امام مانند ستاره‌اى است كه دست گيرندگان از آن كوتاه است ، و وصف‌كنندگان نمىتوانند او را وصف كنند ، كجا مىتوانند چنين امامى را خودشان اختيار كنند ؟ و كجا عقل‌هايشان مىرسد به آن ؟ و كجا مىتوانند مانند چنين امامى را پيدا كنند ؟ آيا چنين گمان مىكنند كه در غير آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىتوانند چنين امامى پيدا كنند ؟ بذات خدا قسم نفس‌هاى ايشان ايشان را تكذيب مىكند ، و اين آرزوهاى باطل آنها را مىكشد ، هرآينه ايشان بالا رفته‌اند به جايگاه بلند دشوارى كه قدم‌هايشان خواهد لغزيد و فروخواهند افتاد ، چنين قصدى كرده‌اند كه به عقل‌هاى سرگردان خود و فكرهاى كوتاه خود و رأىهاى گمراه‌كنندهء خود امامى برپا كنند ، چيزى را براى خود زياد نمىكنند مگر اينكه از حق دور مىشوند ، خدا بكشد ايشان را چگونه دروغ‌سازى مىكنند و دروغ مىگويند ، و گمراه شده‌اند گمراه شدن بسيار دورى ، و در سرگردانى افتاده‌اند زمانى كه امام را از روى بصيرت شناختند و ترك او كردند . مؤلّف حقير گويد : پس پى بردن به كنه مقام و حقيقت صاحبان ولايت مطلقه از محالات است ، و ماسواى از ايشان كه نسبت به مقام و منزلت ايشان مردهاشان سمت غلامى و زن‌هاشان سمت كنيزى ايشان را دارند ، كجا مىتوانند به تمام معنى عارف شؤون و كنه حقايق و عظمت مراتب ايشان شوند ؛ زيرا كه ملكهء ولايت مطلقه و اولو الأمرى غير از ملكات عاديه ظاهريّه است كه اهل ظاهر به