تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤

فكر كن ، چون خودت داراى چنان فضيلتى نيستى نمىتوانى مرتبهء فضل آنها را بفهمى ، تا چه رسد به مقامات شامخهء اهل بيت پيغمبر كه بتوانى كنه ذات آنها را بشناسى . مرحوم سيّد جليل و عالم نبيل سيّد محمّد بن هبة اللّه قزوينى رحمه اللّه در رسالهء ولايت خود ، روايتى در اين باب از حسين بن سعيد اهوازى در كتاب المؤمن خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده : لا يقدر الخلائق على كنه صفة اللّه تعالى ، فكذلك لا يقدر على كنه صفة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، و كما لا يقدر على كنه صفة الرسول ، كذلك لا يقدر على كنه صفة الإمام عليه السّلام ، و كما لا يقدر على كنه صفة الإمام لا يقدر على كنه صفة المؤمن « 1 » . يعنى : مخلوقات بر حقيقت صفت خداى تعالى قادر نيستند ، و همچنين قادر نيستند بر حقيقت صفت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، و همچنانكه قادر نيستند بر حقيقت صفت رسول خدا قادر نيستند بر حقيقت صفت امام عليه السّلام ، و همچنانكه قادر بر حقيقت امام نيستند قادر بر حقيقت صفت مؤمن نيستند . پس وقتى كه خلق از حقيقت صفت مؤمن و شناختن آن عاجز باشند كجا مىتوانند حقيقت امام يا پيغمبر يا خدا را بفهمند و بشناسند ؟ !

حقيقت پيغمبر و امام و زهراء را بشر نمىتواند بشناسد

در كتاب اصول كافى ، و در كتاب امالى شيخ صدوق ، و در كتاب عيون اخبار الرضا تأليف صدوق ، و در كتاب احتجاج طبرسى ، و در كتاب غيبت نعمانى ، و غير اينها مسندا از عبد العزيز بن مسلم از حضرت رضا عليه السّلام حديث مفصّلى را در صفات جامعه امام عليه السّلام كه محل شاهد ما در اينجا از آن حديث اين است كه
هامش
( 1 ) حسين بن سعيد اهوازى ، كتاب المؤمن ص 31 ح 59 .