تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
مزاوجت بالخصوص گذشته از وجههء شرعى جنبهء طبيعى هم داشته و دارد ، چنانچه هر صنفى با صنف خود ميل دارد ازدواج كند ، عالم با عالم ، تاجر با تاجر و هكذا چنانچه شاعر هم گفته :
كبوتر با كبوتر باز با باز * كند همجنس با همجنس پرواز

و اين امر طبيعى بشر است ، گرچه در تحقّق كفويّت غير از اتّحاد در صنعت و شغل امور ديگرى هم مدخليّت دارد كه هر فاميل و قومى بيشتر آن را اهمّيّت مىدهند . و ليكن طبقهء انبياء و اولياء كفويّت و هم‌شأن بودن را در علم و معرفت و قرب به خدا و شرافت معنويّه و زهد و تقوى مىدانند ، و ثروتمند بودن و رياست و صنعت و دنيادارى به هيچ وجه منظور نظرهاى ايشان نيست ؛ زيرا با مقام نبوّت و مرتبهء امامت كاملا منافات دارد و با يكديگر معارضند ، و آنچه گفته شد بسيار آشكار و روشن است . پس از تقديم اين مقدّمه ، تذكّر داده مىشود اخبارى چند با اندك اختلاف لفظى و اتّحاد در معنى از خاصّه و عامّه روايت شده به اين مضمون كه اگر امير المؤمنين على عليه السّلام بوجود نيامده بود براى او همسر و كفوى در مردان اين جهان نبود از آدم تا خاتم ، از جملهء آنها است خبر نبوى صلّى اللّه عليه و آله : لو لا أن اللّه خلق أمير المؤمنين لفاطمة لم يكن لها كفو من آدم فمن دونه « 1 » . يعنى : اگر خداى تعالى امير المؤمنين عليه السّلام را نيافريده بود براى فاطمه ، همسرى براى او نبود از آدم تا برسد به كسانى كه بعد از آدم بوجود آمده و مىآيند . و در كتاب بشارة المصطفى لشيعة المرتضى روايت كرده است به سند خود در ضمن حديثى از حضرت صادق عليه السّلام تا آنجائى كه شخص اعرابى در حق

هامش
( 1 ) شيخ صدوق ، عيون أخبار الرضا ج 1 ص 225 ح 3 .
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 299 | سيد حسن مير جهانى طباطبائى