حصاة عليها لأخبرتكم ، و ما من يوم و لا ليلة إلّا و الحصى يلد إيلادا كما يلد هذا الخلق ، و اللّه لتباغضون بعدي حتّى يأكل بعضكم بعضا « 1 » . يعنى : بذات خدا سوگند كه ما عطا كرده شديم علم اولين و آخرين را . پس مردى از ياران او به او گفت : فدايت شوم ! آيا علم غيب نزد شما هست ؟ فرمود : رحمت بر تو باد ، من قطعا مىدانم آنچه را كه در پشت پدران و رحمهاى مادران است ، رحمت بر شما باد ، سينههاى خود را گشايش دهيد ، بايد ببيند چشمهاى شما ، و بايد نگاهدارى كند دلهاى شما ، ما حجّت خداى تعالى هستيم در ميان خلق او ، و توسعهء قبول اين سخن را ندارد مگر سينهء پر قوّت مؤمن صاحب قوّت كه قوّت او مانند قوّت كوههاى حجاز باشد به اذن خدا ، بذات خدا سوگند اگر بخواهم همهء سنگريزهها را براى شما بشمارم همهء آنها را كه روى زمين است مىشمارم و خبر مىدهم شما را ، نيست روز و شبى مگر اينكه اين سنگريزهها مىزايند زائيدنى همچنانى كه اين خلق مىزايند . بذات خدا سوگند كه شما كينهء همديگر را در بعد از من در دلهاى خود خواهيد گرفت تا اينكه مىخورد بعضى از ايشان بعض ديگر را . از جمله آيات دالّه بر ولايت كلّيّه داشتن آن حضرت : لياقت نداشتن احدى از خلق عالم است از آدم تا خاتم براى همسر شدن با آن وليّة اللّه عظمى سلام اللّه عليها غير از وجود مبارك پسر عم بزرگوارش ولىّ اللّه اعظم امير المؤمنين على عليه السّلام ، لياقت نداشتهاند ؛ زيرا در امر مزاوجت كفويّت يعنى همشأن يكديگر بودن از مقرّرات شريعت مقدّسهء اسلاميّه است ، و قطع نظر از آن بناى عرف هم بر همين است ، چنانچه در عرب هم مرسوم بوده در بسيارى از موارد كفويّت رعايت مىشده ، حتّى در جنگهاى تنبهتن هم بسيار مورد نظر بوده ، و در امر
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 298
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٢٩٨
هامش
( 1 ) ابن شهر آشوب ، المناقب ج 4 ص 250 .