و از جملهء آيات دالّه بر ولايت كلّيّه داشتن آن حضرت : عاجز و ناتوان بودن تمام خلايق عالم امكان از شناختن حقيقت و نورانيّت و پايهء درجات و مقامات آن بىبى معظّمه از نظر محيط بودن آن حضرت بر آنها ، و محاط بودن آنها از حيث وجود و علم و قدرت و هر كمالى ، به اين تقرير كه : نفوس كلّيّهء حضرت خاتم الأنبياء صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيت و آل اطهارش وجودا و علما احاطه به ممكنات دارند ، به دليل آيات و اخبار بسيار كه در كتب معتبره از خاصّه و عامّه روايت شده ، و بسيارى از آنها را مؤلّف قاصر در جزء اول و دوم كتاب ولايت كلّيّه كه جزء اوّل آن در طهران بچاپ رسيده بيان كردهام ، كه شناسائى خود را از عموم خلق سلب فرمودهاند ، كه به بعضى از آنها در اينجا اشاره مىكنم . در تفسير فرات بن ابراهيم مسندا از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده در ضمن حديثى كه فرمود : « و إنّما سمّيت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها » « 1 » يعنى : آن حضرت فاطمه ناميده شد براى آنكه خلق از شناختن او جدا شدهاند ، يعنى به كنه معرفت او راه نيافتهاند . چنانچه در سيزده نفر معصومين ديگر هم از كنه معرفت ايشان عاجز ماندهاند ، و يقينا مراد معرفت ظاهرى نيست كه در ظاهر ايشان را نشناخته باشند ، هركسى به قدر ظرفيّت و استعداد خود از معرفت ظاهرى آنها بهرهمند مىشود . و بسا اشخاص ضعيف الايمان و سست عقيده از شنيدن فى الجملهاى از مقامات عاليه ايشان تعجّب مىكنند بخاطر خود مىگذرانند كه چگونه مىشود عقلهاى اينهمه مردمان از شناختن يك دختر عاجز باشد . در جواب چنين شخصى بايد گفت : برو قدرى در حالات مؤمنان بافضيلت
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٢٩٣
هامش
( 1 ) تفسير فرات كوفى ص 581 ح 747 .