النبي لستن كأحد من النساء إن اتّقيتن ما عدا مريم لأنّها سيّدة نساء العالمين » يعنى : اى زنهاى پيغمبر نيستيد شما مانند احدى از زنها اگر داراى تقوى باشيد سواى مريم ؛ زيرا كه او سيّدهء زنهاى عالم خود مىباشد .
ميان اين دو آيه عموم و خصوص من وجه و ترجيح و تخصيصى است كه هريك از آنها محتاج به ديگرى است كه احتياج دارد به مرجّح و دليلى ، و الّا آنچه كه گفته شد در بوتهء اجمال مىماند .
در جواب اين ايراد و اشكال گفته مىشود : بنابر فرضى كه مرجّحى نباشد استدلال كردن بر فضيلت دادن مريم به آيهاى كه ذكر شد ساقط مىشود ، چنانچه گفته شده : « إذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال » در اين صورت بر مورد و مستشكل است دليل ديگرى بر اثبات مدّعاى خود اقامه كند و حجّت ديگرى بياورد .
قطع نظر از آنچه گفته شد مىگوئيم : ادّعاى مورد در اين مقام بر عدم مرجّح بىمورد است ، بلكه مرجّح موجود است ، به اين بيان كه هرگاه فرض شود تساوى مريم عليها السّلام با فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها در طهارت و عصمت با تفاوت فاحشى كه دارد آيهء مريم با آيهء تطهير براى تأمّلكننده و صاحب ذهن صائب از تأكيد و مبالغهاى كه در آيهء تطهير هست با تصريح به اذهاب رجس بطور مطلق و تأكيد در طهارت بخلاف آيهء مريم .
مىگوئيم : در اصل طهارت و عصمت فاطمه و مريم هر دو مساوى با يكديگر ، لكن فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها شرف انتساب با پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله را دارد ، كه سلطنت مطلقه بر تمام خلق مخصوص به آن حضرت است ، ولى مريم عليها السّلام چنين شرفى را ندارد ، مريم داراى يك شرف ذاتى است ، امّا فاطمه ، جمع كرده است ميان دو شرف ذاتى : شرف عصمت و طهارت ، و شرف انتساب حقيقى با خاتم الأنبياء صلّى اللّه عليه و آله ، و هرگز آنكه داراى يك شرف ذاتى است با آنكه
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٢٧٧