تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
پس كسى كه اندك فهم و ادراك و دانشى داشته باشد كه نسبت فاطمه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بزرگتر و شديدتر و بيشتر است از زنانى كه نسبت مصاهرت و سببى با پيغمبر دارند ، جاى شك و ترديدى براى او باقى نخواهد ماند ، خصوصا وقتى كه خدا به عصمت او شهادت داده باشد از هر رجس و پليدى و قذارتى بنص آيهء تطهير كه بنفس خود متولّى اذهاب رجس از او و تطهير او شده ، و همهء مسلمانان اتّفاق دارند كه فاطمه عليها السّلام از اهل بيت است . و نظر به ثبوت تقوى و طهارت و عصمت او ثابت است مساوى نبودن احدى از زن‌هاى اولين و آخرين با آن بىبى معظّمه از جهت كرامت پدر بزرگوارش و كرامت شخصى خودش از حيث وليّة اللّه بودن ، و حجّت بودن او بر خلق خدا ، همچنانىكه پدر و شوهر و فرزندانش حجّت‌هائى هستند بر خلق ، فرقى ميان او و ميان ايشان نيست ، و از همين جهت است كه هنگامى كه بر پدر ارجمند خود وارد مىشد آن بزرگوار به او خوش‌آمد مىفرمود ، و دست او را مىبوسيد ، و هنگام ورود او را استقبال مىكرد ، و هنگام بيرون رفتن او را بدرقه مىكرد ، طبق احاديث و اخبار وارده در اين باب كه بعضى از آنها در اين كتاب به محل خود ذكر خواهد شد . پس بنابراين واجب مىشود تخصيص دادن آيه
وَ اصْطَفاك عَلى نِساءِ الْعالَمِين
كه در حق مريم است كلمهء « العالمين » حمل شود بر عالم زمان خود مريم نه بر هر عالمى تا اين شرافت اختصاص داده شود به خود خاتم الأنبياء صلّى اللّه عليه و آله و فاطمه سلام اللّه عليها .

ايراد و اشكالى و جواب از آن

بنابر اينكه جايز باشد تخصيص دادن آيهء مريم به آيهء نساء النبى ، همچنين جايز است تخصيص دادن آيهء نساء النبى نيز به آن آيه ، به اينكه بگوئيم : « يا نساء