تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

و يدفعون في العذاب ، فمن زحزح عن النار و أدخل الجنّة فقد فاز و ما الحياة الدنيا إلّا متاع الغرور . أيّها الناس ، إنّما الأنبياء حجج اللّه في أرضه ، الناطقون بكتابه ، العاملون بوحيه ، و إن اللّه تعالى أمرني أن أزوّج كريمتي فاطمة بأخي و ابن عمّي و أولى الناس بي علي بن أبي طالب ، و اللّه عزّ شأنه قد زوّجه بها في السماء و أشهد الملائكة ، و أمرني أن أزوّجه في الأرض و أشهدكم على ذلك « 1 » .

ترجمه

يعنى : چون رسول خدا خواست كه فاطمه را با على تزويج كند به او فرمود : اى ابو الحسن ، بيرون رو بسوى مسجد ، من هم بدنبال تو بيرون مىآيم ، و در حضور مردمان تو را تزويج مىكنم ( با فاطمه ) و فضل و برترى تو را ذكر مىكنم تا چشم تو روشن شود . على گفت : پس من بيرون رفتم از نزد رسول خدا در حالتى كه مملوّ از شادى و خوشحالى بودم ، ابو بكر و عمر مرا استقبال كردند و گفتند : يا ابا الحسن ! چه در پيش‌روى دارى ؟ فرمود : رسول خدا فاطمه را با من تزويج مىكند ، و به من خبر داد كه خدا او را با من تزويج كرده ، و اين است رسول خدا كه بيرون آمده دنبال ما مىآيد تا پيغام خدا را ذكر كند در حضور مردمان . پس هر دو خوشحال شدند و شاد شدند و با من داخل مسجد گرديدند ، بذات خدا سوگند كه در ميان مسجد نرسيده بوديم كه رسول خدا به ما ملحق شد با صورت گشاده و خوشحالى ، پس فرمود : بلال كجاست ؟ بلال گفت : لبّيك اى رسول خدا ، مساعدم در اطاعت شما ، فرمود : مقداد كجاست ؟ مقداد نيز جواب او را گفت ، فرمود : سلمان كجاست ؟ او هم جواب گفت ، و هر سه نفر در مقابل آن حضرت
هامش
( 1 ) ابن جرير طبرى ، دلائل الإمامة ص 88 - 90 .
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 195 | سيد حسن مير جهانى طباطبائى