و شرف و عظم ، و الحمد للّه على نعمائه و أياديه ، و أشهد أن لا إله إلّا اللّه شهادة إخلاص ترضاه ، و أصلّي على نبيّه محمّد صلاة تزلفه و تحظيه . و بعد ؛ فإن النكاح ممّا أمر اللّه تعالى به و أذن فيه ، و مجلسنا هذا ممّا قضاه اللّه تعالى و رضيه ، و هذا محمّد بن عبد اللّه رسول اللّه زوّجني ابنته فاطمة على صداق أربعمائة درهم و دينار ، و قد رضيت بذلك فاسألوه و اشهدوا . فقال المسلمون : زوّجته يا رسول اللّه ؟ قال : نعم . قال المسلمون : بارك اللّه لهما و عليهما و جمع شملهما « 1 » .
ترجمه
يعنى : يا على ! برخيز و خطبه بخوان براى خودت . على عرضه داشت : يا رسول اللّه ! آيا من خطبه بخوانم و حال آنكه شما حاضريد ؟ ! فرمود : خطبه بخوان ، جبرئيل مرا چنين امر كرده كه به تو امر كنم كه براى خودت خطبه بخوانى ، و اگر نبود كه در بهشت داود خطيب بود هرآينه تو خطيب بودى يا على .
پس فرمود : اى گروه مردمان ! سخن پيغمبر خودتان را بشنويد ، خدا چهار هزار پيغمبر را به نبوّت برانگيخت و براى هر نبيّى وصيّى قرار داد ، و من بهترين پيغمبرانم ، و وصىّ من بهترين اوصياء است ، پس آن حضرت از سخن گفتن خوددارى كرد ، و على عليه السّلام ابتدا به سخن كرد و فرمود :
ستايش مختص خدائيست كه سخنگويان را به گشايشهاى علم خود الهام فرمود ، و روشن كرد به نورهاى بزرگى خود كه سوراخكننده است دلهاى اهل تقوى و پرهيزكاران را ، و واضح فرمود به دليلهاى احكام خود راههاى روندگان بسوى حق را ، و شاد و مسرور گردانيد به پسر عموى من مصطفى همهء جهانيان را ، تا اينكه دعوت او بر دعوت
هامش
( 1 ) ابن جرير طبرى ، دلائل الإمامة ص 90 - 91 .