ايستادند ، فرمود : هر سه نفر برويد در اطراف محلّههاى مدينه و مهاجرين و انصار و مسلمانان همه را جمع و حاضر كنيد ، ايشان رفتند و فرمان آن حضرت را انجام دادند .
پس بر منبر بالا رفت و بر بلندتر درجه آن نشست و مسجد پر شد از اهل مدينه و حضرت ايستاد و حمد و ثناى خدا را بجاى آورد و فرمود :
ستايش مخصوص خدائيست كه آسمان را بلند كرد و بنا نمود آن را ، و گسترد زمين را و جاى سكونت قرار داد ، و آن را به سبب كوهها ثابت و استوار نمود ، و بالاتر است از تحسين لغتهاى سخنگويان ، و قرار داده است بهشت را ثواب براى اهل تقوى و پرهيزكاران ، و آتش را عقوبت براى ستمكاران ، و مرا رحمت قرار داد براى مؤمنان ، و عذاب براى كافران .
بندگان خدا ! شما در خانهء اميد و آرزو هستيد ، در ميان زندگى و مرگ و تندرستى و بيمارى و علتهاى خانهاى كه رو به زوال است و به يك حال نيست ، و سبب كوچ كردن است از آن ، پس خدا رحمت كند مردى را كه آرزوهاى خود را در آن كم كند ، و در عمل بندگى كوشش كند ، و از زيادى مال خود در راه خدا انفاق كند ، و از زيادتر از قوت خود امساك كند ، و آن را براى روز احتياج خود يعنى قيامت پيش بفرستد ، و آن روزى است كه مردگان در آن از خاك برمىخيزند ، و صداهاى ايشان خاشع و لرزان است ، و فرزندان و مادرها منكر يكديگرند ، و مىبينى مردمان را كه مستند و حال آنكه مست نيستند ، روزيست كه خدا مزد و جزاى اعمال آن را به حق مىدهد ، و مىدانند كه خدا بر حق و واضح كننده است ، و روزيست كه هر نفسى آنچه را كه در دنيا كرده است از كارهاى خوب خود كه در آنجا حاضر شده ، و كارهاى بدى كه كرده دوست دارد كه ميان او و آنها مسافت بسيار دورى باشد ، و كسى كه هم وزن يك ذرّه كار خوب بكند مىبيند آن را ، و كسى كه هموزن يك ذرّه كار بد بكند مىبيند آن را ، در آن روز نسبها باطل مىشود و سببها بريده مىشود ، و بر گناهكاران در حساب سختگيرى مىشود و آنها را در عذاب
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص١٩٦