نعمتى كه به ما داده سپاسگزار مىباشيم ، خدائيست كه ما را از گناهان محجوب و از عيبها مستور داشته ، ساكن گردانيده است ما را در آسمانها ، و نزديك كرده است ما را به سرادقات عظمت و جلال خود ، و دور كرده است ما را از افراط در شهوات و هرگونه شهوتى ، و فقط شهوت ما را در تسبيح خود و تقديس خود قرار داده ، خدائيست كه گستراننده است رحمت خود را ، و بخشنده است نعمت خود را ، جلالت او از الحاد مشركين اهل زمين كاسته نمىشود ، و بلندى عظمت و بزرگى او از دروغ و افتراء ملحدين متأثّر نگردد .
پس بعد از سخنى گفت : پادشاه صاحب جبروت اختيار فرمود صفوت كرم خود و بندهء بزرگى خود را براى سيّدهء زنها و كنيز خود دختر بهترين پيغمبران و آقاى فرستاده شدگان و پيشواى پرهيزكاران ، وصل فرمود ريسمان او را به ريسمان مردى از كسان او و يار و تصديقكنندهء دعوت او على را كه وصلشونده است با فاطمهء بتول دختر رسول خدا .
و روايت شده كه جبرئيل روايت كرد از خداى تعالى در عقب اين خطبه گفته : خداى عزّ و جل را كه فرمود : حمد رداى من است ، و بزرگى كبريائى من است ، و خلق ، همهء آنها بندگان و كنيزان منند ، تزويج كردم فاطمه كنيز خود را با على كه اختيار كرده شده من است ، گواه باشيد اى فرشتگان من .
خطبهء دوم
خطبهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است در مجمع مهاجرين و انصار در مدينهء طيّبه ، چنانچه طبرى در كتاب دلائل الإمامة به سند متّصل از حضرت صادق از پدر بزرگوارش از جدّش عليهم السّلام از جابر روايت كرده كه گفت :
لمّا أراد رسول اللّه أن يزوّج فاطمة عليّا قال له : أخرج يا أبا الحسن إلى المسجد فإنّي خارج في اثرك ، و مزوّجك بحضرة الناس ، و ذاكر من فضلك ما تقرّ به عينك .
قال علي : فخرجت من عند رسول اللّه و أنا ممتلىء فرحا و سرورا ، فاستقبلني أبو بكر