ابى محمّد مثلا ، و در زنان مانند ام ليلى ، و بعضى هم لفظ مصدّر به ابن و بنت را نيز كنيه گفتهاند ، و برخى ديگر مصدّر به اخ و اخت را نيز كنيه دانستهاند ، و اكثر در تعظيم شخص استعمال مىكنند ، و بعضى در تحقير هم استعمال كردهاند .
و حق اين است كه استعمال آن بر سه وجه است :
اول : براى تعظيم و مدح .
دوم : براى تحقير و ذم .
سوم : بعنوان اسم .
چون اين معنى دانسته شد نيز بدان بنا بر قول اول كه مشهورتر است براى حضرت زهراء سلام اللّه عليها كنيههائى در احاديث و اخبار خاصّه و عامّه روايت شده : اول : ام الحسن ، دوم : ام الحسين ، سوم : ام الحسنين ، چهارم : ام السبطين ، پنجم : ام الائمّه ، ششم : ام الخيرة ، هفتم : ام المحسن ، هشتم : ام ابيها .
اكنون تذكّر داده مىشود كه وجه تناسب هر يك از كنيههاى نامبرده و تكنيهء آن بىبى معظّمه سلام اللّه عليها به هر يك از آنها واضح و روشن است ، مگر هشتمين از آنها كهام ابيها باشد ، لذا سزاوار چنان ديدم كه در تشريح وجه تكنيهء آن حضرت به اين كنيه بسطى داده شود .
در بيان معانى و اطلاقات لفظ ام مقدّمة
از براى لفظ ام معانى و اطلاقاتى گفته شده :
اول : آنكه متبادر و اشهر از همه اطلاقات در زبانهاى عرف آن است كه مادر را ام مىگويند .
دوم : اصل و ريشهء هر چيز را گويند ، چنانچه در معناى ام الكتاب به معناى اصل كتاب كه لوح محفوظ باشد يا سورهء حمد باشد گفته شده .
سوم : جامعهء اصل مقاصد را عرب ام مىگويند .