تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
باقى مانده باشد ، و يا زنى است كه ترك دنيا كرده باشد ، و فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها بتول ناميده شده براى اينكه دل از دنيا و اهل دنيا بريده و حالت انقطاع الى اللّه را داشته ، و يا از زنان زمان خود و زنان امّت بريده و جدا ساخته از جهت حسب و دين ، و يا از حيض و نفاس و استحاضه و انواع كثافات متداوله در ميان ساير زن‌ها پاك و پاكيزه و بر كنار بوده ، و هميشه به حال بكارت باقى بوده كه بدين جهت حضرتش عذراء نيز ناميده شده ، يا بواسطهء فضل و علم و متّصفه بودن به جميع كمالات صوريّه و معنويّه و ظاهريّه و باطنيّه و داشتن مقام ولايت كلّيه‌اى مانند پدر بزرگوار و شوهر عالىمقدار خود از ساير زنان جهانيان ممتاز و جدا بوده . روحي و أرواح العالمين لك الفداء يا فاطمة الزهراء .
بهر زائيدن همتاى تو اى درّ يتيم * تا صف حشر بود مادر ايّام عقيم
همه انبيا در پناه تواند * مقيم در بارگاه تواند تو خورشيدى و آن همه اخترند * تو سلطانى و آن همه لشكرند ملايك همه تحت فرمان تو * خلايق همه غرق احسان تو به تو جلوه‌ها كرده ذات خدا * بود از تو پيدا صفات خدا

مبحث دوم در پيرامون كنيه‌هاى آن بزرگوار

در بيان كنيه‌هاى صدّيقهء طاهره سلام اللّه عليها . بدان كه كنيه اسمى است كه اطلاق مىشود بر شخص براى تعظيم و بزرگ داشتن او ، مانند ابو القاسم و ابو الحسن ، و جمع آن كنى است به ضم كاف ، و آن در حقيقت و مجاز هر دو استعمال مىشود ، و آن از اقسام علم و قسيم اسم است ، چنانچه از كلمات اهل لغت و علماء علم نحو فهميده مىشود . و كنيه آن لفظى است كه مصدّر به لفظ اب و ام باشد ، در مردمان مانند