تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
يعنى : پرسيدم از صاحب عسكر - يعنى امام حسن عسكرى عليه السّلام - كه چرا فاطمه زهراء ناميده شد ؟ فرمود براى اينكه روى زهراء براى امير المؤمنين عليه السّلام در اول روز مانند آفتاب تابان مىدرخشيد ، و در هنگام زوال مانند ماه تابان نوردهنده ، و در هنگام غروب آفتاب مانند ستارهء درخشان مىدرخشيد .

حديث پنجم

و نيز از حسن بن يزيد روايت كرده كه گفت : قلت لأبي عبد اللّه عليه السّلام : لم سمّيت فاطمة الزهراء ؟ قال : لأن لها في الجنّة قبّة من ياقوتة حمراء ؛ ارتفاعها في الهواء مسيرة سنة ، معلّقة بقدرة الجبّار ، لا علاقة لها من فوقها فتمسكها ، و لا دعامة لها من تحتها فتلزمها ، لها مائة ألف باب ، على كل باب ألف من الملائكة ، يراها أهل الجنّة كما يرى أحدكم الكوكب الدرّي الزاهر في أفق السماء ، فيقولون : هذه الزهراء لفاطمة « 1 » . يعنى : گفتم به ابى عبد اللّه عليه السّلام كه : براى چه فاطمه به زهراء ناميده شد ؟ فرمود : براى اينكه براى او در بهشت قبّه‌ايست از يك دانهء ياقوت سرخ كه بلندى آن در هوا به قدر سير كردن يك سال است ، به قدرت خداى جبّار آويزان است بدون هيچ علاقه‌اى كه بالاى آن آويخته باشد تا اينكه آن را نگاه دارد ، و نه پايه‌اى در زير آن قرار داده شد كه بر روى آن قرار گيرد ، براى آن است يك‌صد هزار در ، كه براى هر درى است هزار دربان از فرشتگان ، كه اهل بهشت آن را مىبينند همچنان كه يكى از شماها ستارهء درخشنده را در كرانهء آسمان مىبيند ، پس مىگويند كه : اين قبّهء درخشنده مخصوص براى فاطمه است .

هامش
( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 16 .
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 126 | سيد حسن مير جهانى طباطبائى