تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
روى فاطمه است ، و هميشه اين نور در روى آن معظّمه بود تا وقتى كه حسين عليه السّلام متولّد شد در او انتقال پيدا كرد ، و آن در روهاى ما امامان كه از اهل بيت مىباشيم هست تا روز قيامت .

حديث دوم

و نيز در كتاب علل الشرايع به اسناد خود از جابر از ابى عبد اللّه عليه السّلام روايت كرده : قال : قلت له : لم سمّيت فاطمة الزهراء زهراء ؟ فقال : لأن اللّه عزّ و جل خلقها من نور عظمته ، فلمّا أشرقت أضاءت السماوات و الأرض بنورها ، و غشيت أبصار الملائكة ، و خرّت الملائكة للّه ساجدين ، و قالوا : إلهنا و سيّدنا ، ما هذا النور ؟ فأوحى اللّه إليهم هذا نور من نوري ، أسكنته في سمائي ، خلقته من عظمتي ، أخرجه من صلب نبيّ من أنبيائي ، أفضّله على جميع الأنبياء ، و أخرج من ذلك النور أئمّة يقومون بأمري ، يهدون إليّ خلقي « 1 » ، و أجعلهم خلفائي في أرضي بعد انقضاء وحيي « 2 » . يعنى : گفت جابر : گفتم : چرا فاطمهء زهراء زهراء ناميده شد ؟ فرمود : براى اينكه خداى عزّ و جل آفريد او را از نور عظمت خود ، پس چون تابيد روشن نمود آسمان‌ها و زمين را به نور خود ، كه چشم‌هاى فرشتگان را فروگرفت ، و فرشتگان براى خدا به سجده افتادند و گفتند : خداى ما و آقاى ما ! چيست اين نور ؟ پس خدا بسوى ايشان وحى فرستاد كه اين نورى است از نور من كه ساكن گردانيدم او را در آسمان خودم ، آفريدم او را از بزرگى خودم ، بيرون مىآورم او را از صلب پيغمبرى از پيغمبران خودم كه آن پيغمبر را برترى مىدهم بر تمام پيغمبران ، و بيرون مىآورم از اين

هامش
( 1 ) در علل و بحار : يهدون إلى حقّي .
( 2 ) شيخ صدوق ، علل الشرايع ص 180 ح 1 .