تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

غمزداى تو آرام ندارد ، زهى غم جانگداز و اندوه دور و دراز بر مفارقت چون تو يار دمسازى كه بعد از تو خبرهاى آسمان از خانهء ما منقطع خواهد شد ، نه از جبرئيل خبرى و نه از ميكائيل اثرى خواهم يافت . پس آن جناب متوجّه حضرت رب الارباب گرديد و مدهوش شد و زوجات مكرّمات و خواتين معظّمات به حجرهء طاهره در آمدند ، صدا به نوحه و شيون بلند كردند ، مهاجران و انصار از بيرون در نالهء وا محمّدا و وا سيّدا به نهم خرگاه رسانيدند . پس آن حضرت ديدهء مبارك گشود ، حضرت امير را طلب نمود ؛ چون داخل شد آن سرور را بر سينهء انور خود چسبانيد و گفت : اى برادر بفهم خدا تو را بفهماند و توفيق تو را زياده گرداند و تو را بلند آوازه سازد . اى برادر ! چون من از دنيا رحلت كنم امّت غدّار به من نپردازند ، پيش از غسل و دفن من مشغول غصب خلافت گردند ، تو از پى ايشان مرو ، طلب حق خود مكن تا ايشان به طلب تو آيند زيرا كه مثل تو در اين امّت مثل كعبه است كه در آن جاى خود ثابت است و بر مردم لازم است كه از اطراف جهان به سوى آن روند ، توئى علم هدايت و نور دين و روشنى آسمان و زمين . اى برادر ! به حق آن خداوندى كه مرا به راستى به خلق فرستاده است سوگند ياد مىكنم كه امانت و وجوب متابعت تو را به همه رسانيده‌ام ، اقرار و بيعت گرفتم و همگى به ظاهر اظهار انقياد كردند ، مىدانم كه وفا به آنها نخواهند كرد ، چون به عالم بقا رحلت كنم ، از غسل و نماز و دفن من فارغ شوى ، در خانهء خود بنشين و قرآن را به ترتيبى كه خدا فرستاده است جمع كن ، آنچه تو را به آن امر كرده‌ام به جا آور و از ملامت خلق پروا مكن و بر جور امّت صبر كن تا به نزد من آئى « 1 » . پس حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام را طلبيد ، ديگران را از خانه بيرون كرد ، ام سلمه را گفت : بر در بايست نگذار كسى به نزديك در آيد ، پس فرمود : يا على به نزديك من بيا كه هنگام وداع است . پس دست نور ديدهء خود فاطمه را گرفت بر سينهء خود

هامش
( 1 ) بحار الأنوار 22 / 482 .