تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
چسبانيد و به دست ديگر دست برادر خود على را گرفت ، و ساعتى به ديدهء حسرت در ايشان نگريست و قطرات عبرات از ديدهء مبارك باريد ، هرگاه كه اراده مىكرد كه سخن بگويد گريه مانع مىشد . پس اهل بيت رسالت همه خروش برآوردند ، حضرت فاطمه گفت : يا رسول اللّه به گريهء خود دلم را پاره پاره كردى و جگرم را سوختى و آتش در سينهء پرحسرتم افروختى ؛ اى سيّد پيغمبران ! و اى بهترين گذشتگان و آيندگان ! و اى امين پروردگار عالميان ! و اى رسول خداوند رحمان ! و اى حبيب ملك منّان ! كه بعد از تو حامى فرزندان من خواهد بود در مذلّتها كه از امّت تو به من رسد ؟ كه ياور من خواهد بود كه در جور و بيداد امّت تو به فرياد برادرت على كه ناصر دين خداست خواهد رسيد ؟ كه بعد از تو وحى خدا خواهد شنيد و امر خدا را به مردم خواهد رسانيد ؟ پس فاطمه خود را به سينهء پدر بزرگوار خود چسبانيد ، و روى مباركش را مىبوسيد ، و قطرات از ديدهء حق بين مىباريد ، و آه حسرت به چرخ نيلگون مىرسانيد ، پس حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السّلام را در بر گرفت ، هر يك را وداع كرد ، صداى « الوداع الوداع » و خروش « الفراق الفراق » از زمين و آسمان بلند شد . پس دست فاطمه را به دست على داد فرمود : امانت خدا و امانت رسول خداست نزد تو ، پس حرمت خدا و حرمت مرا در حق او رعايت كن ، و دانم كه خواهى كرد ، يا على ! به خدا سوگند كه اين بهترين زنان اهل بهشت است از گذشتگان و آيندگان ، به خدا سوگند كه از مريم بزرگتر است نزد خدا ، به خدا سوگند كه جانم به اينجا نرسيد مگر آنكه از حق تعالى سؤال كردم از براى او و شما آنچه خير شما در آن است ، و آنچه سؤال كردم عطا فرمود . يا على ! من امرى چند به فاطمه گفته‌ام به امر جبرئيل از جانب خداوند جليل ، به تو خواهد گفت ، آنچه گويد به عمل آور ، و بدان كه من راضيم از هر كه دختر من فاطمه از او راضى است ، و همچنين پروردگار عالميان و ملائكهء زمين و آسمان از كسى خشنودند كه فاطمه از او خشنود است . يا على ! واى بر كسى كه بر تو ستم كند ، و عذاب جهنّم براى كسى است كه حق او را