تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل بر آنچه وصيّت نمود محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بسوى على بن أبي طالب عليه السّلام ، قبض نمود على وصيّت را ، ضامن شد كه عمل نمايد به آنچه در آن نوشته است به نحوى كه ضامن شدند يوشع بن نون براى موسى بن عمران ، و شمعون بن حمون براى عيسى بن مريم عليه السّلام ، چنانچه ضامن شدند اوصياى پيش از ايشان براى پيغمبران به آنكه محمّد بهترين پيغمبران است و على بهترين اوصياى ايشان است ، و محمد على را ولىّ امر خلافت گردانيد و عهد نمود كه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود ، نه از براى على و نه از براى ديگرى ، خدا گواه است بر همه كس « 1 » . پس حضرت صادق عليه السّلام گفت : چون وصيّتهاى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تمام شد گفت : يا على جواب خود را مهيّا كن كه فرداى قيامت نزد حق تعالى ادا كنى ، به درستى كه من در قيامت بر تو حجّت خواهم گرفت به حلال و حرام و محكم و متشابه كلام خدا ، به نحوى كه فرستاده است به آنچه من تو را امر كرده‌ام از فرايض و احكام ، و امر به نيكيها و نهى از بديها ، و اقامت حدود خدا ، و برپا داشتن نماز و دادن زكات به اهل آن ، و حج خانهء كعبه و جهاد در راه خدا ، پس چه جواب خواهى گفت يا على ؟ حضرت امير گفت : پدر و مادرم فداى تو باد ، امّيدوارم به كرامتى و منزلتى كه تو را نزد خدا هست و منّتها كه خدا بر تو دارد كه مرا يارى كند پروردگار من بر آنچه فرمودى ، ثابت بدارد مرا بر سنّت و طريقهء تو ، پس تو را نزد خدا ملاقات نمايم تقصير و تفريط نكرده باشم ، و خجلت بر جبين مبين تو ظاهر نگردانم ، فداى روى تو باد روى من و رويهاى پدران و مادران من ، بلكه خواهى يافت مرا - پدر - و مادرم فداى تو باد - متابعت كنندهء وصيّت ، و طريقهء سنّت تو را تا زنده‌ام ، چنان خواهى يافت هر يك از امامان فرزندان مرا . پس حضرت امير فرمود : چون سخن به اينجا كشيد ، نايرهء حسرت در كانون سينه‌ام مشتعل گرديد ، خود را بر سينهء او افكندم ، و رو به روى حق‌جويش گذاشتم و فغان بركشيدم كه وا حسرتاه ، زهى وحشت و تنهائى بعد از چون تو انيسى ، پدر و مادرم فداى تو باد ، زهى حسرت و وحشت بر دختر بزرگوار و فرزندان بىقرار تو ، يك لحظه بىلقاى

هامش
( 1 ) بحار الأنوار 22 / 481 .