تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 940

مساهمون:

ص٩٤٠

دهانهاى خود ، و خدا تمام‌كننده است نور خود را هر چند نخواهند كافران . صبيح گفت : چون به نزد مأمون آمدم ، از بسيارى غضبش مانند شب تار گرديده بود ، گفتم : و اللَّه كه در حجرهء خود نشسته است و مشغول عبادت است و اثر زخمى بر بدن مباركش ظاهر نيست ، فرمود امرا و اعيان را كه به جهت تعزيت امام حضرت رضا عليه السّلام آمده بودند بگوئيد : آن جناب را غشى عارض شده بود ، به حمد اللَّه زايل گشت و به صحّت مبدّل گرديد . هرثمه گفت : چون اين قصّه را از صبيح استماع نمودم ، شكر حق تعالى ادا كردم و به خدمت امام رفتم ، آن جناب فرمود : و اللَّه كه از كيد و مكر اين گروه هيچ ضرر به ما نمىرسد تا اجل موعود برسد « 1 » . امّا كيفيّت شهادت آن جگرگوشهء رسول خدا به روايت ابو الصلت هروى چنان است كه گفت : روزى در خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام ايستاده بودم ، فرمود كه : داخل قبّهء هارون الرّشيد شو و از چهار جانب قبر آن ملعون از هر جانب يك كف خاك بياور ، چون آوردم آن خاك را كه از پس پشت آن لعين برداشته بودم ، بوئيد و انداخت و فرمود كه : مأمون خواهد خواست كه قبر پدر خود را قبلهء من كند و مرا در اين مكان مدفون سازد ، سنگى ظاهر شود كه اگر جميع كلنگ داران خراسان جمع شوند و خواهند كه آن را حركت دهند يا ذرّه‌اى از آن جدا كنند نتوانند ؛ آنگاه خاك بالا سر و پائين پا را استشمام نمود و چنين فرمود . چون خاك طرف قبله را بوئيد فرمود : زود باشد كه قبر مطهّر مرا در اين موضع حفر نمايند ، پس امر كن ايشان را كه هفت درجه به زمين فرو برند ، و لحد آن را دو گز و شبرى سازند كه حق تعالى چندان كه خواهد آن را گشاده سازد و باغى از باغستانهاى بهشت گرداند ، آنگاه از جانب سر رطوبتى ظاهر شود ، پس به آن دعائى كه تو را تعليم مىنمايم تكلّم كن تا به قدرت خدا آن آب جارى گردد ، و قبر از آن آب پر شود ، و ماهى ريزه‌اى چند در آن آب ظاهر شوند . چون آن ماهيان پديد آيند ، اين نان را كه به تو مىسپارم در آن آب ريزه كن كه آن ماهيان بخورند ، آنگاه ماهى بزرگى ظاهر شود ، و آن ماهيان ريزه را

هامش
( 1 ) عيون أخبار الرضا 2 / 231 .