تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦

مىكنند كه مضرّتها و آسيبها به او رسانيده‌ايم و او را در شدّت و مشقّت مىداريم ، و در اين باب سخن بسيار مىگويند ، ما او را در چنين منزل گشاده بر روى فرشهاى زيبا نشانده‌ايم ، خليفه نسبت به او بدى در خاطر ندارد ، و براى اين او را نگاه داشته كه چون برگردد با او صحبت بدارد ، اينك صحيح و سالم نشسته است و در هيچ باب كار بر او تنگ نگرفته‌ايم ، اينك حاضر است از او بپرسيد و گواه شويد ، آن شيخ گفت : در تمام آن مجلس همّت ما مصروف بود در نظر كردن بسوى آن امام بزرگوار ، و ملاحظهء آثار فضل و عبادت ، و انوار سيادت و نجابت و سيماى نيكى و زهادت از جبين مبينش ساطع و لامع بود . پس حضرت فرمود : اى گروه ! آنچه بيان كرد در باب توسعهء مكان و منزل و رعايت ظاهر چنان است كه او گفت ، و ليكن بدانيد و گواه باشيد كه او مرا زهر خورانيده است در نه دانهء خرما ، فردا رنگ من سبز خواهد شد ، و پس فردا از خانهء رنج و عنا رحلت خواهم كرد و به دار بقا و رفيق اعلا ملحق خواهم شد . چون حضرت اين سخن فرمود ، سندى بن شاهك به لرزه در آمد ، مانند شاخه‌هاى درخت خرما بدن پليدش مىلرزيد « 1 » . پس حضرت از آن لعين سؤال كرد كه غلام مرا نزد من بياور كه بعد از فوت من متكفّل احوال من گردد ، آن لعين گفت : مرا رخصت ده كه از مال خود تو را كفن كنم ، حضرت قبول نكرد ، فرمود : ما اهل بيت مهر زنان ما و زر حج ما و كفن مردگان ما از مال پاكيزهء ماست ، و كفن من نزد من حاضر است . چون آن حضرت از دنيا رحلت كرد ، ابن شاهك لعين فقها و اعيان بغداد را حاضر كرد براى آنكه نظر كنند كه اثر جراحتى در بدن آن حضرت نيست و بر مردم تسويل كنند كه هارون را در فوت آن حضرت تقصيرى نيست ، پس آن حضرت را بر سر جسر بغداد گذاشتند و روى مباركش را گشودند ، و مردم را ندا كردند كه اين موسى بن جعفر است از دنيا رحلت كرده است ، بيائيد او را مشاهده كنيد ، مردم مىآمدند بر روى مبارك آن حضرت نظر مىكردند . و به روايت ديگر : ندا مىكردند كه : اين است موسى بن جعفر كه رافضيان دعوى مىكردند كه او نخواهد مرد « 2 » .

هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق 128 .
( 2 ) كتاب الغيبه شيخ طوسى 30 .