تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 885

مساهمون:

ص٨٨٥
الْحِساب *

« 1 » پس گفت : اى سالمه ! براى او وصيّت مىكنم كه زيرا كه حق تعالى بهشت را آفريد و آن را خوشبو گردانيد ، و بوى آن تا دو هزار سال راه مىرسد ، و نمىشنود بوى آن را عاق پدر و مادر و قطع كنندهء رحم « 2 » . كلينى به سند موثّق از امام موسى عليه السّلام روايت كرده است كه گفت : پدر بزرگوار خود را كفن كردم در دو جامهء سفيد مصرى كه در آنها احرام مىبست ، و در پيراهنى كه مىپوشيد ، و در عمامه‌اى كه از امام زين العابدين عليه السّلام به او رسيده بود ، و در برد يمنى كه به چهل دينار طلا خريده بود « 3 » ، و اگر امروز مىبود به چهار صد دينار مىارزيد . ايضاً روايت كرده است كه بعد از وفات حضرت صادق عليه السّلام حضرت امام موسى عليه السّلام مىفرمود هر شب چراغ بر افروزند در حجره‌اى كه آن حضرت در آن حجره وفات يافته بود « 4 » . كلينى و شيخ طوسى و ابن شهر آشوب روايت كرده‌اند از ابو ايّوب جوزى كه گفت : شبى ابو جعفر دوانقى در ميان شب فرستاد و مرا طلبيد ، چون رفتم ديدم كه بر كرسى نشسته و شمعى در پيش او نهاده‌اند و نامه‌اى در دست دارد و مىخواند ، چون سلام كردم ، نامه را پيش من انداخت و گريست و گفت : اين نامهء محمّد بن سليمان است و خبر وفات امام جعفر صادق عليه السّلام را نوشته است ، پس سه نوبت گفت : انّا للَّه و انّا اليه راجعون ، و گفت : مثل جعفر كجا مىرسد ، پس گفت : بنويس كه اگر يك كس را بخصوص وصى كرده است ، او را بطلب و گردن بزن ، بعد از چند روز جواب نامه رسيد كه پنج نفر را وصى كرده است : خليفه ، و محمّد بن سليمان والى مدينه ، و دو پسر خود عبد اللَّه و موسى ، و حميده مادر موسى را ، چون منصور نامه را خواند گفت : اينها را نمىتوان كشت « 5 » . مترجم گويد : حضرت به علم امامت مىدانست كه آن ملعون چنين اراده‌اى خواهد كرد ، آن جماعت را به حسب ظاهر در وصيّت شريك كرده بود ، اوّل نام آن لعين را نوشته

هامش
( 1 ) سورهء رعد / آيهء 21 .
( 2 ) كتاب الغيبه شيخ طوسى 197 .
( 3 ) كافى 1 / 476 .
( 4 ) كافى 3 / 251 .
( 5 ) كافى 1 / 310 ؛ مناقب ابن شهر آشوب 4 / 345 .