تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤

بعد از پدر سى و چهار سال بود « 1 » . و گفته‌اند كه ايّام امامت آن حضرت بقيهء ملك هشام بن عبد الملك ، و ملك وليد بن يزيد بن عبد الملك ، و ملك يزيد بن وليد ، و ملك ابراهيم بن وليد ، و ملك مروان حمار ، پس ابو مسلم خروج كرد در سال صد و سى و دو و عبد اللَّه سفّاح از بنى عبّاس خليفه شد ، و چهار سال و هشت ماه ايّام او بود ، و بعد از او منصور دوانقى غصب خلافت كرد و بيست و يك سال و يازده ماه پادشاهى كرد ، و در سال دهم پادشاهى او « 2 » ، به روايت ديگر : سال دوّم حضرت صادق عليه السّلام به آباى گرام خود ملحق گرديد ، و به قول ديگر : ابتداى امامت آن حضرت در پادشاهى ابراهيم بن وليد بود « 3 » . ابن بابويه و ديگران گفته‌اند كه : به امر منصور ملعون آن حضرت را به زهر شهيد كردند ، و گويند كه : انگور زهرآلودى به آن حضرت خورانيدند ، و به اتّفاق آن امام رفيع در قبرستان بقيع در جنب والد منيع خود مدفون گرديد « 4 » . كلينى و ابن بابويه و برقى و ديگران روايت كرده‌اند كه چون هنگام وفات آن حضرت شد ، ديده‌هاى خود را گشود و فرمود : خويشان مرا جمع كنيد ، چون همه جمع شدند بسوى ايشان نظر كرد و فرمود : شفاعت ما نمىرسد به كسى كه نماز را سبك شمارد و اعتنا به شأن آن ننمايد « 5 » ، پس فرمود : هفتاد دينار طلا به حسن افطس كه پسر عم آن حضرت بود بدهيد ، و براى هر يك از اقارب خود وصيّتى فرمود . سالمه آزاد كردهء آن حضرت گفت : براى افطس وصيّت مىكنى ، و او كارد بر روى تو كشيد ، و ارادهء قتل تو كرد ؟ ! حضرت فرمود : تو مىخواهى كه من قطع رحم كنم ، و از آنها نباشم كه خدا مدح كرده است ايشان را به صلهء رحم ، و در شأن ايشان گفته است كه :

وَ الَّذِين يَصِلُون ما أَمَرَ اللَّه بِه أَن يُوصَل وَ يَخْشَوْن رَبَّهُم وَ يَخافُون سُوءَ
هامش
( 1 ) كافى 1 / 475 .
( 2 ) اعلام الورى 272 .
( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 302 .
( 4 ) الفصول المهمّه 227 ؛ ارشاد شيخ مفيد 2 / 180 ؛ مناقب ابن شهر آشوب 4 / 302 .
( 5 ) ثواب الاعمال 272 .