اعتراض بر ايشان اعتراض بر خداست ، و ايشان آنچه مىكردهاند به فرمودهء خدا مىكردند . چنانچه كلينى به سند معتبر روايت كرده است كه حريز به خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد كه : فداى تو شوم چه بسيار كم است بقاى شما اهل بيت و اجلهاى شما به يكديگر نزديك است با آنكه احتياج مردم به شما بسيار است ؟ حضرت فرمود : هر يك از ما صحيفهاى دارد كه آنچه بايد در مدّت حيات خود به عمل آورد در آن صحيفه هست ، چون آن صحيفه تمام مىشود مىداند كه وقت ارتحال اوست به سراى باقى ، پس در آن وقت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به نزد او مىآيد و او را خبر مىدهد كه وقت وفات تو رسيده است ، و منزلت او را نزد خدا به او مىنمايد . چون حضرت امام حسين عليه السلام به صحيفهء خود عمل كرد ، هنوز آنها تمام نشده بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر شهادت او را به او داده و او را مأمور به جهاد گردانيد ، چون مشغول جهاد شد ملائكه استدعاى نصرت آن حضرت كردند و مؤذن گرديدند ، چون بر زمين رسيدند آن حضرت شهيد شده بود ، حق تعالى به ايشان وحى كرد كه : نزد قبر شريف او باشيد ، و بر مصيبت او بگرييد تا او به دنيا بر گردد ، و در رجعت شما يارى او بكنيد ، و او طلب خون خود بكند ، اين بود آنچه در آن صحيفه نوشته شده بود ، و هنوز به عمل نيامده است « 1 » . به روايت معتبر ديگر : جبرئيل در هنگام وفات رسول جليل ، وصيّتنامه آورد و دوازده مهر از طلاى بهشت بر آن زد كه هر امامى مهر خود را بر دارد و آنچه در تحت آن مهر نوشته در ايّام حيات خود عمل نمايد « 2 » ، و در اين مقام سخن بسيار است ، و براى ارباب فطانت و ذكاوت آنچه مذكور شد كافى است ، و اللّه الموفّق .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 703
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٠٣
هامش
( 1 ) كامل الزيارات / 88 ؛ كافى 1 / 283 .
( 2 ) كافى 1 / 280 .